سختى بزرگى دارد كه هركس آن را ببيند ، گمان مىكند كه خشم خدا بر كافران است ، بهطورى كه از شدت خشم بر آنان نزديك است رگهايشان پارهپاره شود .
پيوندگاههايش قطع شود . اين تفسير از تفسير صاحب الظلال كه به تفسير ظاهرگرايان شباهت دارد ، به اذهان و درستبودن نزديكتر است .
كُلَّما أُلْقِيَ فِيها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ .
مراد از خازنان جهنم موكلان آن هستند و هدف از پرسش خازنان ، سرزنش جنايتكاران و ملامتكردن آنان است ؛ نظير سخن تو كه بهكسىكه بهوسيلهء جنايتش گرفتار مجازات مىشود مىگويى : اين همان جنايتى است كه دستانت آن را انجام داده است .
قالُوا بَلى قَدْ جاءَنا نَذِيرٌ * فَكَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا فِي ضَلالٍ كَبِيرٍ .
شگفتا ، پيامبران در گمراهى بزرگاند ! آن هم به اين دليل كه مردم را به يكتاپرستى و عدالت فرامىخوانند . اما ستمكاران و سركشانى كه كالاى بىارزش دنيا و بتها را مىپرستند ، آگاه هستند و اين ، منطق گمراهان و مفسدان در هر زمان و مكان است .
وَ قالُوا لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ * فَاعْتَرَفُوا بِذَنْبِهِمْ فَسُحْقاً لِأَصْحابِ السَّعِيرِ .
پيامبران با دلايل روشن از سوى خدا نزد آنان آمدند و آنها از روى برترى و خودخواهى ، ايشان را تكذيب كردند و به آنان گفتند : شما گمراهان و گمراهكنندگان هستيد و بر خدا دروغ مىبنديد . زمانىكه عذاب آنها را در ميان گرفت ، پشيمان شدند و اعتراف كردند كه خودشان همان گمراهان و تكذيبكنندگان حق هستند ، ليكن اين اعتراف در زمانى صورت مىگيرد كه فرصت از دست رفته است و بههمين دليل ، كيفرشان فرياد و سوختن است . نظير اين سخن در آيه 130 از سوره انعام ، ج 3 و آيه 71 از سوره زمر ، ج 6 بيان شد .