حالت و يا حالتهاى ديگر به فرزندش شير داد ، مىتواند اجرت شيردادن را درخواست كند ، خواه در قيد همسرى شوهر باشد و خواه نباشد . اگر كودك مالى در اختيار داشته باشد ، اجرت او را از مال كودك بايد پرداخت و اگر كودك مالى نداشته باشد ، بايد از دارايى پدر پرداخت شود ، در صورتىكه پدر ثروتمند باشد ، هرچند اين اجرت زياد باشد و اگر پدر تهيدست باشد ، بر مادر واجب است كه كودك را مجّانى شير دهد . اين نظرگاه به آنچه ابن قدامه در المغنى از مذاهب چهارگانه نقل كرده بسيار نزديك است ، جز اينكه مالك گفته است : همسر را مىتوان بر شيردادن مجبور كرد ، در صورتىكه همتايانش به فرزندانشان معمولا شير دهند و اگر مقام او بالاتر از اين باشد ، نمىتوان او را مجبور كرد .
وَ أْتَمِرُوا بَيْنَكُمْ بِمَعْرُوفٍ
اين خطاب به پدران و مادران است و معناى آن چنين مىباشد : با اخلاص دربارهء آنچه مصلحت فرزند اقتضا مىكند و دربارهء اجرت شيردادن با يكديگر به مشورت و تحقيق بپردازيد و اگر در دل يكى از شما نسبت به ديگرى چيزى باشد ، بهخاطر دلسوزى به كودك و علاقهمندى به مصلحت او گذشت و چشمپوشى كنيد ؛ زيرا او امانت خدا در دست شماست .
وَ إِنْ تَعاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرى ،
اگر پدر و مادر بر سر اجرت شيردادن با يكديگر اختلاف كنند و مادر اجرتى بيش از ديگر زنان مطالبه كند ، پدر مىتواند كودك را از او بستاند و او را به دايهء بيگانه بسپارد ، تا وى را شير دهد و همچنين اگر كسى را بيابد كه او را مجّانى شير دهد و مادر بدون اجرت او را شير ندهد . امّا اگر مادر به اجرتى راضى شود كه ديگران هم آن را درخواست مىكنند ، در اين صورت ، مادر به كودك سزاوارتر است ؛ زيرا مادر نسبت به وى نيكوكارتر و مهربانتر است .
لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ .
اين آيه آشكارا نشان مىدهد كه وضعيّت مادّى شوهر ، شرط اساسى در تعيين نفقهء همسر بهشمار مىرود و بدينسبب ، تنگدست بايد نفقهء تنگدست را بپردازد و ثروتمند نفقهء