تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
امّا سخن خداوند :
وَ خَتَمَ عَلى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلى بَصَرِهِ غِشاوَةً ،
بدين معناست كه خدا پس از آن‌كه حق را براى انسان بيان و او را بدان تشويق كرد و او بدون دليل از آن روى برگردانيد و بر گمراهى پافشارى كرد ، او را از درك حق ، ديدن و شنيدن آن محروم مىسازد . خدا فرموده است : « چون از حق رويگردان شدند خدا نيز دل‌هاشان را از حق بگردانيد و خدا مردم نافرمان را هدايت نمىكند » . « 1 »
فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ أَ فَلا تَذَكَّرُونَ .
كسى را كه اندرزها و پندهاى خدا سود نبخشد ، اندرزها و پندهاى ديگر نيز سود نخواهد بخشيد .
وَ قالُوا ما هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا نَمُوتُ وَ نَحْيا وَ ما يُهْلِكُنا إِلَّا الدَّهْرُ .
مادّيون و يا دهريون هرچه شما مىگوييد مىگويند : انسان آميخته‌اى از اشياى مادّى است كه از اين‌جا و آن‌جا گرد آمده و بر يك‌ديگر تأثير نهاده‌اند . بنابراين ، وقتى انسان مىميرد ، نظير گياهان و حشرات نابود مىشود و پس از مرگ ، چيزى وجود ندارد و ادراك و احساسى را كه در انسان مىبينيم ، قسمتى از جسم و زادهء شرايط است . يعنى انديشه و عاطفهء انسان از اعراض ثانوى است كه اصالت و استقلال ندارد .
وَ ما لَهُمْ بِذلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّونَ .
اين گفتهء مادّيون ، ادّعاى بدون دليل است و حتّى دليل بر فاسد و باطل بودن آن وجود دارد ، چون آن كسى كه بر مادّه حكم مىراند و آن را براى منافع خود به كار مىگيرد و در كارخانه‌هايش تجزيه مىكند و درباره‌اش مادّه شناخت فراوان دارد و آن مادّه هيچ شناختى از او ندارد ، اين انسان شگفت‌انگيز بايد از مادّه بزرگ‌تر و بالاتر باشد . در گذشته ، بارها دراين‌باره سخن گفته شد از جمله در جلد چهارم در تفسير آيهء 78 از سورهء نحل .
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا بَيِّناتٍ ما كانَ حُجَّتَهُمْ إِلَّا أَنْ قالُوا ائْتُوا بِآبائِنا إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ .
اين آيه عين سخن كسى است كه مىگويد : من تصديق نمىكنم كه درخت سيب در تابستان ميوه مىدهد ، مگر اين‌كه آن را ببينم كه در زمستان ميوه دارد و
هامش
( 1 ) . صف ( 61 ) آيهء 5 .