تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
تصديق نمىكنم كه اين كودك وقتى بزرگ مىشود ريش در مىآورد ، مگر اين‌كه هم‌اكنون آن را در چهرهء او ببينم . امّا او از اين غفلت دارد كه هرچيزى مدّتى دارد و هر مدّتى ، وقت مشخّصى دارد كه نمىتوان آن را پس‌وپيش كرد . نظير اين آيه در آيهء 36 از سورهء دخان بيان شد .
قُلِ اللَّهُ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يَجْمَعُكُمْ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لا رَيْبَ فِيهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ .
وقتى خداوند انسان را از پيش ، حيات بخشيده ، درحالىكه چيزى قابل ذكر نبوده است و همان خدا او را مىميراند ديگر چه‌كسى مىتواند خدا را از زنده‌كردن دوبارهء او مانع شود ؟
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ .
زنده كردن دوم ، آسان‌تر از زنده كردن نخست است . اين سخن در ضمن چند آيه بيان شد از جمله در آيهء 28 از سورهء بقره و 66 از سورهء حج .