نمىگيريد ؟ ( 23 )
و گفتند : جز زندگى دنيوى ما هيچ نيست . مىميريم و زنده مىشويم و ما را جز روزگار هلاك نكند . آنان را بدان دانشى نيست و جز در پندارى نيستند . ( 24 )
و چون آيات روشنگر ما بر آنها تلاوت شود ، مىگويند : اگر راست مىگوييد ، پدران ما را زنده كنيد .
( 25 )
بگو : خداست كه شما را زنده مىكند ، پس مىميراند و سپس همه را در روز قيامت كه شكى در آن نيست گرد مىآورد . ولى بيشتر مردم نمىدانند . ( 26 )
واژگان
اجترح : اين واژه و نيز « اقترف » و « اكتسب » يك معنا دارند : مرتكب شد .
اعراب
« أم حسب » ، « أم » براى اضراب و بهمعناى « بل أحسب » است . مصدر مؤوّل از « أن نجعلهم » جانشين دو مفعول « حسب » مىباشد . « سواء » مفعول دوم براى « نجعلهم » .
« محياهم » و « مماتهم » فاعل براى « سواء » ؛ زيرا بهمعناى « مستو » است . « ما يحكمون » ، « ما » مصدريه و مصدر ريخته شده ( مؤوّل ) فاعل « ساء » . « على علم » حال مىباشد . « إن هم » ، « إن » نافيه و مصدر مؤوّل از « ان قالوا » خبر « كان » .
تفسير
أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَواءً مَحْياهُمْ وَ مَماتُهُمْ ساءَ ما يَحْكُمُونَ .
آيا در اذهان و از ديدگاه خرد ، درست است كه انسان نيكوكار و بدكار در پيشگاه خدا ، منزلت يكسان داشته باشند ؟ اگر چنين باشد ، تعدد نام و تفاوت اين نامها با يكديگر چه معنايى دارد ؟ علماى كلام بهمعناى اين آيه عمل كرده و گفتهاند : خداى سبحان فرمان بردار را وعدهء پاداش و گناهكار را به مجازات هشدار داده است ، درحالىكه در دنيا هيچكدام از اين دو بهوقوع نپيوسته