تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
مؤمنون مىفرمايد : « آيا پنداريد كه شما را بيهوده آفريده‌ايم و شما به نزد ما بازگردانده نمىشويد ؟ پس فراتر است خداى يكتا » ؛ « 1 » يعنى خدا از كار بيهوده پاك است .
أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ .
برخى از مردم ، تنها به خودشان و منفعتشان ايمان دارند . آنها گاهى لا إله الّا اللّه و تكبير مىگويند ، روزه مىگيرند و نماز مىخواند ، البتّه ، مادام كه اين كارها با خواسته‌ها و هوس‌هاى نفسانىشان برخورد نداشته باشد ، چون پرستش‌شوندهء آنها همان هوس آنهاست و غير آن ، وسيله است ، نه هدف و يا عادت است ، نه عبادت و همين معنا مقصود سخن خداوند است كه مىفرمايد : « هوسش را چون خداى خود گرفت » . كسى گفته است : هوى را بدين سبب هوى ناميده‌اند كه صاحبش را به سوى آتش متمايل مىسازد . اين سخن از اين آيه گرفته شده است : « امّا هركس كه از عظمت پروردگارش ترسيده و نفس را از هوى بازداشته ، بهشت جايگاه اوست » . « 2 » در برخى از تفاسير آمده است : مشرك دوران جاهليّت ، سنگ را دوست مىداشت و آن را مىپرستيد . آن‌گاه سنگ ديگرى را مىديد و به آن محبّت پيدا مىكرد و سنگ نخست را دور مىانداخت و كسى كه هوسش را چون خدايش مىگيرد نيز همين‌گونه است . بىترديد ، گناه مشرك دورهء جاهليّت ، كمتر از گناه مزدورانى است كه دين و وجدانشان را به پول بيش‌تر مىفروشند و با هركس كه پول بيش‌تر پرداخت كند ، قرارداد معامله امضا مىكنند .
وَ أَضَلَّهُ اللَّهُ عَلى عِلْمٍ .
خدا هيچ‌كس را گمراه نمىكند . چگونه چنين كند ؟ درحالىكه از گمراهى نهى كرده و نسبت به آن هشدار داده است ، ليكن هركس از روى اختيار راه گمراهى را در پيش گيرد ، خدا او را به حال خودش رها مىكند و لطف و عنايتش را شامل حال او نمىگرداند . البتّه ، پس از آن‌كه خداوند بداند كه آن بندهء گمراه ، پافشارى مىكند و لجاجت به‌خرج مىدهد .
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) آيات 115 - 116 . ( 2 ) . نازعات ( 79 ) آيات 40 - 41 .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 57 | محمد جواد مغنية