آمده است و يا اينكه نگفتند : آيا وقتى مرديم و به خاك و استخوان تبديل شديم ، دوباره زنده مىشويم ، چنانكه در سوره صافات آمده است . از آنجا كه منكران فقط به پرسش بسنده كردند ، خدا و پيامبرش صلّى اللّه عليه و إله نيز تنها به پاسخ بسنده كرد و آن را با سوگند تأكيد نمودند . زمانىكه آنان در جاى ديگر گفتند : چهكسى استخوانهاى پوسيده را زنده مىكند ، خداوند در پاسخ ايشان فرمود : كسى آن را زنده مىكند كه نخستينبار به وجودش آورد و او به هر آفريدهاى داناست ، تا پاسخ در هركدام از دو موضع بر وفق پرسش بيايد .
ثانيا : كافران و منافقان بر اين باور بودند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله خير و صلاح آنان را نمىخواهد ، بلكه تنها هدف او سلطهيافتن و برترى جستن بر آنهاست ، چنانكه در گذشته ، كافران نسبت به نوح پيامبر ، همين باور را داشتند : مهتران قومش كه كافر بودند ، گفتند : اين مرد انسانى است همانند شما ، مىخواهد بر شما برترى جويد » . « 1 » از اينرو ، پيامبر صلّى اللّه عليه و إله سوگند ياد كرد كه دعوت او ، دعوت حق است و معناى اين سخن آن است كه او جز حق هدفى ندارد . از اين قبيل است سخن شعيب به قومش ، هنگامىكه آنان نسبت به او گمان بد بردند : « تا آنجا كه بتوانم ، قصدى جز اصلاحتان ندارم .
توفيق من تنها با خداست » . « 2 »
فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا ،
مادام كه قيامت حق باشد و نيز حسابرسى و كيفردادن حق باشند ، بر هر انسانى لازم است كه به خدا ، پيامبر او ، و قرآن ايمان بياورد . خدا قرآن را بدينسبب بهعنوان نور توصيف كرد كه او مردم را از تاريكىهاى نادانى و كفر به روشنايى دانش و ايمان سوق مىدهد و به راه سلام و صلح رهنمونشان مىكند : « و از جانب خدا نورى و كتابى صريح و آشكار بر شما نازل شده است ، تا خدا بدان هركس را كه در پى خشنودى اوست به راههاى سلامت
هامش
( 1 ) . مؤمنون ( 23 ) آيهء 24 .
( 2 ) . هود ( 11 ) آيهء 88 .