براى توبيخ و سرزنش است و خطاب به مشركانى مىباشد كه به حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و إله كفر ورزيدند و عليه او و مكتب او اعلان جنگ دادند . خداوند آنان را بهوسيلهء امّتهاى گذشتهاى كه پيش از آنها بودند از قبيل قوم نوح و عاد و ثمود و . . . اندرز داده است . اين امّتها پيامبران را تكذيب كردند و در دنيا نابود و هلاك شدند ، درحالىكه عذاب آخرت سختتر و خوار كنندهتر است .
ذلِكَ بِأَنَّهُ كانَتْ تَأْتِيهِمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ فَقالُوا أَ بَشَرٌ يَهْدُونَنا فَكَفَرُوا وَ تَوَلَّوْا .
« ذلك » به عذابى اشاره دارد كه به سراغ امّتهاى گذشته آمد ؛ زيرا آنان پيامبران را تكذيب كردند ، درحالىكه با دلايل قطعى بر اثبات نبوّتشان بهسوى آنها آمده بودند . با اين وجود ، اين امّتها همچنان بر كفر خود پاى فشردند ، آن هم تنها به اين دليل كه اين پيامبران انسانهايى همانند خود آنها هستند ، پس چگونه بهوسيلهء آنان هدايت يابند ؟
امّا آنان از اين امر غفلت داشتند كه هدايت بهوسيلهء دانش است و منبع آن هركس كه باشد تفاوت نمىكند . شگفتآور آن است كه آنها به منادى توحيد گفتند : آيا انسانى ما را راهنمايى مىبخشد ؟ درحالىكه اين سخن را براى كسىكه آنان را به پرستش سنگها فرامىخواند نمىگفتند ، بلكه بدون چون و چرا از او فرمان مىبردند . آرى ، هيچ شگفتى ندارد ، چون سرشت نادانى چنين است . من دراينباره هيچ ترديدى ندارم كه اگر صاحبان بصيرت و فهم را مخيّر بگذارند ميان نابينايى همراه با آگاهى و نادانى همراه با بينايى ، آنان نابينايى را برخواهند گزيد ؛ زيرا نابينايى نه دور را نزديك مىكند و نه نزديك را دور ، نه سياه را سفيد نشان مىدهد و نه سفيد را سياه . امّا نادانى هدايت را گمراهى نشان مىدهد و گمراهى را هدايت ، حق را باطل و باطل را بهصورت حق مىنماياند .
وَ اسْتَغْنَى اللَّهُ وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَمِيدٌ .
هر موجودى با زبان گفتار و يا زبان حال گواهى مىدهد كه خداوند از آفريدگان و اطاعت آنها بىنياز و تمامى صفات و افعال او پسنديده است .