تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 559

مساهمون:

ص٥٥٩
انتخاب دين ، اجبارى نيست ، و گرنه تكليف ، حسابرسى و پاداش از بين مىرود . خداوند پس از آن‌كه به بنده‌اش آزادى داده - كه دليل انسانيت او نيز همين آزادى است - به او فرمان داده كه ايمان بياورد و كار نيك انجام دهد و او را از كفر و كار بد نهى كرده است و براى اثبات نيكى آنچه بدان فرمان داده و زشتى آنچه از آن نهى كرده ، دلايلى از انديشه و فطرتش ارائه داده است . با اين وجود ، برخى از مردم ايمان آوردند و برخى ديگر كافر شدند و خدا از ايمان مؤمن و كفر كافر آگاهى دارد و هركدام را برطبق ايمان و عملكردش پاداش مىدهد و مجازات مىكند .
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ ،
او آسمان‌ها و زمين را از روى حكمت آفريد و هيچ‌چيزى در جهان هستى بدون حكمت نيست . ميان ديدگاه كسىكه به تصادف قائل است و ديدگاه كسىكه مىگويد : هرچيزى ، حتّى نظام جهان ، خودبه‌خود وجود پيدا كرده است ، هيچ تفاوتى نيست . نظير اين آيه در آيهء 4 از سورهء نحل در جلد چهارم بيان شد .
وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ .
گاهى انسان هنرمند يكى از موجودات را به تصوير مىكشد و صورت آن را زيبا و استوار مىسازد ، ليكن جز تزيين و صورت‌بندى هيچ نقشى ندارد ؛ همانند بنّا كه سنگى را روى سنگى قرار مىدهد ، امّا مادّه ساختمان و صورت از كسى است كه به چيز مىگويد : « موجود شو ، پس موجود مىشود » . خداى سبحان مادّهء انسان را با كلمهء : « كن ؛ موجود شو » آفريد و او را در بهترين شكل كه او را از ساير آفريدگان جدا مىسازد ، صورت‌بندى كرد . نظير اين سخن در آيه 14 از سورهء مؤمنون ، در جلد پنجم بيان شد .
وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ،
بازگشت شما به‌سوى اوست و آن‌گاه شما را از كارهايى كه مىكرديد آگاه مىكند و هركس از آتش رهايى يابد ، رستگار شده است .
يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ .
معناى آيه روشن است و بارها بيان شد و خلاصه‌اش چنين است : خدا هرچيزى را مىداند .
أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ فَذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ .
استفهام