وَ إِذْ قالَ مُوسى لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ لِمَ تُؤْذُونَنِي وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ .
اين پرسش ، پاسخ خود را به همراه دارد و آن اينكه بنى اسرائيل برطبق بيان آشكار كتاب مقدّس خودشان ، قاتلان پيامبران هستند . بهعنوان نمونه ، در سفر نحميا ، اصحاح 9 ، آيه 26 عينا چنين آمده است : « آنان ضدّ تو - خدا - به مخالفت و سرپيچى برخاستند و آيينت را پشتسرشان انداختند و پيامبرانت كه به نزد آنان آمدند تا ايشان را بهسوى تو بازگردانند ، كشتند و بدينترتيب اهانت بزرگى را مرتكب شدند » . امّا قرآن كريم قتل پيامبران بهوسيلهء آنان را در چندين آيه ثبت كرده است . اگر كسى بگويد : بهترين دليل بر اثبات نبوّت موسى عليه السّلام جنايت بنى اسرائيل نسبت به اوست ، درحالى كه او آنان را رهايى بخشيد و به آنان نيكى كرد و نيز بهترين دليل بر اثبات نبوّت عيسى عليه السّلام آن است كه آنها وى را به دار كشيدند . اگر كسى اين سخن را بگويد ، سخنى بدون دليل نگفته است .
امّا جنايت بنى اسرائيل نسبت به موسى عليه السّلام بر چند نوع است . آنان به او گفتند : خدا را به ما آشكارا نشان بده . گفتند : تو و پروردگارت برويد و بجنگيد و ما دراينجا نشستهايم . گفتند : چنانكه آنان خدايانى دارند براى ما هم خدايى قرار بده . گفتند : ما به يك إذا بسنده نخواهيم كرد و از اين قبيل سخنان .
فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ .
اين آيه آشكارا بيان مىدارد كه خداوند كسى را گمراه نمىكند ، مگر اينكه وى با انتخاب بد خويش گمراه شود . او هيچ آفريدهاى را خوار و هلاك نمىكند ، مگر اينكه او خودش را در معرض هلاكت و خوارى قرار دهد . بنابراين ، ميان اين آيه و سخن آن گوينده هيچ تفاوتى وجود ندارد كه مىگويد : كسىكه آرزوى حرام كند ، خدا او را خوار و رسوا مىكند و كسىكه به حلال قناعت كند ، خدا او را عزيز و بىنياز مىكند . با اين آيه مىتوانيم آياتى را كه ظاهر آنها گمراهى را به خدا نسبت مىدهد نظير آيه :
« يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ » *
تفسير كنيم ، بدينترتيب كه خداوند گمراهى كسى را اراده كرده و خواسته است كه راه گمراهى را در پيش گيرد و كسى را هلاك مىكند كه او خود