رفت و يا مفقود شد » . در مادّهء اسفار آمده است : « نظريهاى وجود دارد كه مىگويد :
كسانىكه صفت قانون را بر اسفار عهد قديم افزودند ، خود نويسندگان اسفار بودند » .
نظرگاه ديگرى هست كه مىگويد : « آنان نويسندگانى هستند كه بهوسيلهء روح القدس تأييد شدند و نيز به همراه آنان رهبران دينى يهوديان و مسيحيان هستند كه با رهنمود روح القدس اين اسفار را پذيرفتند » . گمشدن اسفار اصلى ، اعترافى است كه شكبردار نيست و گروهى آنگونه كه مىخواستند اسفارى را نوشتند و بنابه قولى صفت قداست را از پيش خودشان به آنها دادند و بنابه قولى ديگر ، با تأييد روح القدس ما چه قول اول را بگيريم و چه قول دوم را ، نتيجهء يكى است ؛ يعنى اعتراف قاطع به اين كه اسفار موجود كنونى ، اسفار اصلى موسى و عيسى نمىباشند ؛ زيرا آنها از بين رفتهاند و جاى آنها را اسفار جديدى گرفتهاند كه آنها را كسانى نگاشتهاند كه خودشان مىپندارند مقدّسند و يا گروهى ديگر مىپندارند آنها مقدّسند و همگى را روح القدس تأييد كرده است . روح القدس از ديدگاه آنان ، همان روح اللّه ، اقنوم سومين است .
خداوند را بدينسبب ، روح ناميدهاند كه او آفرينندهء زندگى است و نيز بدينسبب ، قدس ناميدهاند كه به گفتهء آنان ، كار او قلب مؤمن را پاكى مىبخشد .
علماى اسلام ، دهها كتاب در اثبات تحريف تورات و انجيل نوشتهاند و از آن جمله ، كتاب اظهار الحق نوشتهء شيخ رحمت اللّه هندى است . در اين كتاب ، يكصد دليل بر اثبات تحريف لفظى و معنوى تورات و انجيل بهچشم مىخورد و صاحب تفسير المنار در هنگام تفسير آيه 46 از سورهء نساء به اين كتاب اشاره كرده است . از جمله اين كتابها ، كتاب الرحلة المدرسيه نگاشتهء شيخ جواد بلاغى است و نيز كتابهاى : محمّد رسول اللّه فى بشارات الانبياء نگاشتهء محمّد عبد الغفار و محمّد رسول ، هكذا بشرت الاناجيل به قلم بشرى زخارى ميخائيل . آخرين كتابى كه در اين موضوع خواندم ، عبارت است از : البشارات و المقارنات نگاشتهء شيخ محمّد صادقى تهرانى كه اخيرا به چاپ رسيده است . اين كتاب پر از دلايل قطعى از كتابهاى يهود و
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 521
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٥٢١