ما ظَنَنْتُمْ أَنْ يَخْرُجُوا وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ .
خطاب در
« ما ظَنَنْتُمْ »
براى مسلمانان است .
« ظَنُّوا » :
بنى نضير گمان كردند . معناى آيه چنين است : هرگز مسلمانان انتظار نداشتند كه بنى نضير از خانههايشان بيرون مىروند و آنها را براى دشمنان خود ، يعنى مسلمانان برجاى گذارند . چه ، مسلمانان مىدانستند كه آنان گروهى هستند لجباز و نيرومند و نيز از امكانات و افراد فراوانى برخوردارند .
همچنين ، بنى نضير بر اين باور بودند كه آنان براثر داشتن دژها ، تجهيزات و افراد در نيرومندى و امنيّت بسر مىبرند و هيچ دستى توان آن را ندارد كه بهسوى آنها دراز شود . ليكن دژ نيرنگ و خيانت هرگز ساكنانش را نگهدارى نمىكند و هركس كه بدان پناه برد ، درامان نمىماند .
تبليغات گمراهكننده و وقت مناسب
فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَيْثُ لَمْ يَحْتَسِبُوا وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ .
آنان مىپنداشتند كه حصارهاشان را توان آن هست كه نگهدارشان باشد . ليكن آنكه فرمانروايى هرچيزى در دست اوست ، دلهايشان را مهر زد و از هيبت و ترس پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سپاهيانش پر كرد و دراينجا بود كه همهچيز نابود شد ، زيرا دل ، پايهاى است كه تمامى نيروها در آن متمركز است و به همين دليل است كه خونخواران ملّتها و سوداگران جنگها ، شيفتهء جنگهاى روانى هستند و براى بهراه انداختن اين نوع جنگ ، نيروها و ثروتها گرد مىآورند و فراموش مىكنند و يا خود را به فراموشى مىزنند كه جز حق و راستى و نيكى ، چيزى به دلها راه ندارد و اگر هم كسى يافت شود كه به تبليغات گمراهكننده پاسخ مثبت دهد اين پاسخ بهطور موقّت خواهد بود و آنگاه ، عيبها و زشتىهاى صاحب اين تبليغات به تدريج برملا خواهد شد .
از « چارلى چاپلين » هنرپيشهء آگاه به امور زندگى پرسيدند : انسان براى گشودن راهش در زندگى به چهچيزى نياز دارد ؟ آيا به خرد نياز دارد ، يا به انرژى و يا به