تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
غربى بودن و گرمى و سردى .
آياتٌ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ .
هركدام از اين نشانه‌ها و امثال آنها دليل روشنى است بروجود آفريدگار دانا و حكيم .
تِلْكَ آياتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَيْكَ بِالْحَقِّ .
اين چنين ، خداوند جهان ، منظره‌ها و دليل حسى بر شناخت وجود آفريدگار و قدرت او را در برابر عقل قرار مىدهد .
فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَ آياتِهِ يُؤْمِنُونَ
كسى را كه بيان خدا سود نمىبخشد و دلايل او قانعش نمىسازد ، هيچ دليلى برايش فايده‌اى ندارد . مفهوم اين آيات در كتاب خدا فراوان تكرار شده است از جمله در جلد اوّل ، آيهء 164 از سورهء بقره . در نهج البلاغه آمده است : بزرگ و كوچك و سنگين و سبك و توانا و ناتوان در آفريدگانش [ نسبت به قدرت كاملهء او ] همگى يكسانند و هم‌چنين آسمان و هوا و آب ، پس به خورشيد و ماه و گياه و درخت و آب و سنگ و گردش شب و روز و روان‌بودن اين درياها و بسيارى اين كوه‌ها و درازى اين قله‌ها و گوناگونى اين لغت‌ها و زبان‌ها بنگريد . پس واى بر كسىكه ايجاد كننده را انكار كند و سامان‌دهنده را باور نداشته باشد . مىپندارند كه آنها هم‌چون گياه مىباشند كه برايشان برزگر و تخم پاشنده‌اى نيست و صورت‌هاى گوناگونشان را آفريننده‌اى نمىباشد و در آنچه ادّعا مىكردند ، به حجّت و دليل وابسته نبودند و در آنچه حفظ كرده و باور نمودند ، تحقيق و يقينى نداشتند و آيا ساختمانى هست كه آن را بنا كننده‌اى و يا جنايت و گناهى كه آن را جنايت كننده‌اى نباشد ؟