گردش آن بر پايه سنّتهايى كه دگرديسى در آن نيست برداشت مىكند و اگر ثبات و دوام اين سنّتها نمىبود ، پيدا كردن ، مقايسه و بهرهبردارى از آنها امكان نداشت و در نتيجه ، از دانش ستارهشناسى و آنچه بدان ارتباط دارد ، اثر و خبرى نبود .
وَ فِي خَلْقِكُمْ وَ ما يَبُثُّ مِنْ دابَّةٍ آياتٌ لِقَوْمٍ يُوقِنُونَ .
هركس كه بخواهد به وجود خدا يقين پيدا كند ، بايد دربارهء خودش و نيز هر موجود زندهاى فكر كند و بينديشد و آيا در يكى از اين موجودات ، مىتواند عضوى را پيدا كند كه وظيفهاى نداشته باشد و يا غريزهاى را از ميان غريزههاى آنها بيابد كه حكمتى براى آن نباشد ؟ اين امر به طور قطع نشانگر آن است كه اراده و تصميمى وجود دارد و اگر ما تصميم گيرنده را با چشمان خود نمىبينيم ، امّا آثار او را مشاهده مىكنيم . بنابراين ، ايمان ما به غيب به حس و مشاهده ، متكى مىباشد .
وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ .
خداوند در كتابش چندينبار به موضوع اختلاف شب و روز اشاره كرده است ، تا بدينوسيله ، انديشهها را به راز شگفتانگيز گردش زمين توجّه دهد ، چون اين گردش سبب آمدن شب پس از روز و آمدن روز پس از شب است . هرچه دربارهء عوامل گردش زمين پيرامون خودش و يا پيرامون خورشيد گفته شده و يا گفته شود ، در نهايت اين عوامل و ديگر عوامل طبيعى به اراده آفريدگار نخست و قدرت و حكمت او پايان مىيابد و از ديدگاه عقل ، محال است كه مبدأ اين جهان شگفتآور ، مادّه كورى باشد كه تصادف و هرج و مرج كه نه هدف دارد و نه مقصد در آن حاكم باشد .
وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها .
مراد از رزق در اين جا هرچيز علوى و آسمانى است كه در زندگى تأثيرگذار باشد ؛ همچون آب و دماى خورشيد . اين دو همانند ساير موجودات آسمانها و زمين نشان دهندهء وجود آفريدگار است ، چون هريك از آنها به منظور يك حكمت و هدف درست به وجود آمده است .
وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ .
دگرگونى بادها از لحاظ جنوبى و شمالى و شرقى و