تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 366

مساهمون:

ص٣٦٦
يكى اهل سعادت . اهل سعادت چه حال دارند ؟ ( 8 ) ديگر ، اهل شقاوت . اهل شقاوت چه حال دارند ؟ ( 9 ) سه ديگر ، آنها كه سبقت جسته بودند و اينك پيش افتاده‌اند . ( 10 ) اينان مقرّبانند . ( 11 ) در بهشت‌هاى پرنعمت . ( 12 ) گروهى از پيشينيان . ( 13 ) و اندكى از آنها كه از پى آمده‌اند . ( 14 ) بر تخت‌هايى مرصّع . ( 15 ) روبه‌روىهم بر آنها تكيه زده‌اند . ( 16 ) پسرانى همواره جوان گردشان مىچرخند . ( 17 ) با قدح‌ها و ابريق‌ها و جام‌هايى از شرابى كه در جوىها جاريست . ( 18 ) از نوشيدنش نه سردرد گيرند و نه بيهوش شوند . ( 19 ) و ميوه‌هايى كه خود برمىگزينند . ( 20 ) و گوشت پرنده هرچه بخواهند . ( 21 ) و حوران درشت چشم . ( 22 ) همانند مرواريدهايى در صدف . ( 23 ) همه به پاداش كارهايى كه مىكرده‌اند . ( 24 ) درآن‌جا نه سخن لغو شنوند و نه گناه‌آلود . ( 25 ) جز يك سخن : سلام ، سلام . ( 26 )

واژگان

الواقعة : قيامت . بسّت : متلاشى شد . هباء منبثا : غبارى پراكنده . أزواجا : گروه‌ها .
فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ :
كسانىكه پرونده‌هايشان را به‌دست راستشان مىدهند .
أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ :
كسانىكه پرونده‌هايشان را به‌دست چپشان مىدهند . الثلّة : گروه . موضونة : بافته . أكواب : جمع « كوب » : ظرفى كه نه دستگيره دارد و نه لوله . أباريق : جمع « ابريق » : ظرفى كه دستگيره و لوله دارد . كأس : ظرفى كه در آن نوشيدنى مىنوشند ، جام .