يكى اهل سعادت . اهل سعادت چه حال دارند ؟ ( 8 )
ديگر ، اهل شقاوت . اهل شقاوت چه حال دارند ؟ ( 9 )
سه ديگر ، آنها كه سبقت جسته بودند و اينك پيش افتادهاند . ( 10 )
اينان مقرّبانند . ( 11 )
در بهشتهاى پرنعمت . ( 12 )
گروهى از پيشينيان . ( 13 )
و اندكى از آنها كه از پى آمدهاند . ( 14 )
بر تختهايى مرصّع . ( 15 )
روبهروىهم بر آنها تكيه زدهاند . ( 16 )
پسرانى همواره جوان گردشان مىچرخند . ( 17 )
با قدحها و ابريقها و جامهايى از شرابى كه در جوىها جاريست . ( 18 )
از نوشيدنش نه سردرد گيرند و نه بيهوش شوند . ( 19 )
و ميوههايى كه خود برمىگزينند . ( 20 )
و گوشت پرنده هرچه بخواهند .
( 21 )
و حوران درشت چشم . ( 22 )
همانند مرواريدهايى در صدف . ( 23 )
همه به پاداش كارهايى كه مىكردهاند . ( 24 )
درآنجا نه سخن لغو شنوند و نه گناهآلود . ( 25 )
جز يك سخن : سلام ، سلام . ( 26 )
واژگان
الواقعة : قيامت .
بسّت : متلاشى شد .
هباء منبثا : غبارى پراكنده .
أزواجا : گروهها .
فَأَصْحابُ الْمَيْمَنَةِ :
كسانىكه پروندههايشان را بهدست راستشان مىدهند .
أَصْحابُ الْمَشْئَمَةِ :
كسانىكه پروندههايشان را بهدست چپشان مىدهند .
الثلّة : گروه .
موضونة : بافته .
أكواب : جمع « كوب » : ظرفى كه نه دستگيره دارد و نه لوله .
أباريق : جمع « ابريق » : ظرفى كه دستگيره و لوله دارد .
كأس : ظرفى كه در آن نوشيدنى مىنوشند ، جام .