چون جهان را چشمها مىبيند و قرآن را گوشها مىشوند . از اينرو ، يكى از مؤمنان مىگويد : خداوند را دو كتاب است : يكى از آنها خوانده و شنيده مىشود كه همان قرآن است . ديگرى ديده و لمس مىشود كه عبارت از جهان هستى است .
3 . هركدام از جهان و قرآن برگرفته از قدرت خداى يكتاست و امكان ندارد كه كسى بتواند همانند آن را بياورد .
4 . هركدام از اين دو ، نعمت بزرگى است كه خداوند آن را به انسان بخشيده است ؛ زيرا او از بركت و نعمت زمين و آسمان بهره مىگيرد و بهوسيلهء نور قرآن به آسودگى و خوشبختى دو جهان راه مىيابد و بههمين سبب ، خداوند خورشيد ، ماه ، زمين ، باران ، باد ، كشتزار ، درختان ، چارپايان و ديگر نعمتها را كه از شمارش بيرون است به انسان ارزانى داشت .
خَلَقَ الْإِنْسانَ * عَلَّمَهُ الْبَيانَ .
مراد از بيان هرچيزى است كه بر مقصود دلالت كند ، لفظ باشد يا خط ، يا نقش و يا اشاره . البته ، سخن برجستهترين نوع بيان است و ابزار آن هم زبان مىباشد كه فرمانبردارترين اعضاى انسان براى انسان ، پرتحرّكترين و چابكترين آنهاست و خستگى را نمىشناسد و اين ويژگى در ساير اعضاى انسان وجود ندارد .
بيان ، به ويژه سخن از بزرگترين و كاملترين نعمتهاست ؛ زيرا بهوسيلهء بيان است كه انسان مقاصد خويش را بيان مىكند و مقاصد ديگران را مىفهمد و با آنان به گفتوگو مىپردازد و اظهار مهربانى مىكند و نياز خود و ديگران را برآورده مىسازد .
با بيان است كه كفر و ايمان آشكار مىشود و علوم و آداب و فنون بر آن استوار است و نيز اديان بهوسيلهء آن شناخته مىشود . يكى از دانشمندان گفته است : « هرچيزى را كه علم مورد بررسى قرار مىدهد ، با بيان تعريف مىشود و چيزى نيست ، مگر اينكه علم آن را مورد بررسى قرار مىدهد » .
الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ .
خورشيد و ماه با نظم كامل و قوانين ثابت در حركتند