بحسبان : به اندازه و انديشه .
النّجم : ا زنجم الشىء : طلوع كرد آنچيز ، گرفته شده است و دراينجا مراد از آن ، گياهى است كه ساقه ندارد همانند گياه كاسنى ، دربرابر درخت كه ساقه دارد .
الأنام : مردم .
الأكمام : جمع كمّ به كسر كاف ، غلاف ميوه و ظرف آن .
العصف : برگ درخت .
الرّيحان : گياه معروف . برخى گفتهاند : مراد از آن هر گياهى است كه خوشبو باشد .
الآلاء : نعمتها .
اعراب
صاحب مجمع البيان مىگويد :
« الرَّحْمنُ »
خبر براى مبتداى محذوف است ، ليكن ديدگاه بهتر آن است كه
« الرَّحْمنُ »
مبتدا و مابعدش خبر آن مىباشد .
« السَّماءَ »
مفعول براى فعل محذوف كه فعل موجود آن را تفسير مىكند . مصدر مؤوّل ازان لا تطغوا مفعول من اجله براى « وضع » : وضعه لئلا تطغوا فيه » .
تفسير
الرَّحْمنُ .
خداوند در اين سوره ، تعدادى از نعمتهاى خود بر بندگانش را بيان و آنها را با واژهء « رحمن » آغاز كرده است ، زيرا اين واژه به نعمتها و بخششهاى او اشاره دارد .
عَلَّمَ الْقُرْآنَ ،
يعنى خداوند قرآن را فروفرستاد . قرآن از چند جهت به جهان هستى شباهت دارد :
1 . قرآن از سخنان خداوند است و جهان نيز با كلمهء : « كن » موجود شد .
2 . هركدام از اين دو از طريق حسّى نشاندهندهء قدرت و عظمت خداوند است ،