قالَ قَرِينُهُ رَبَّنا ما أَطْغَيْتُهُ وَ لكِنْ كانَ فِي ضَلالٍ بَعِيدٍ .
اين همنشين غير از همنشين نخست است ، چون همنشين نخست از كرام الكاتبين است ، به دليل اينكه خدا مىفرمايد : « اين است آنچه من آماده كردم » ؛ يعنى آنچه را من نوشتم ، حق است و ترديدى در آن نيست . امّا همنشين دوم ، از ابليسهاى گمراهكنندهاى است كه خداوند به آنان اشاره مىكند : « هركس كه از ياد خداى رحمان روىگرداند ، شيطانى بر او مىگماريم كه همواره همراهش باشد » . « 1 » دليل بر اينكه مراد از همنشين دوم در اين آيه ، همان شيطان مىباشد اين سخن خداوند است : « پروردگار ما ، من بر او ستم نكردم » . چه ، در همنشين نخست ، احتمال ستم و گمراهى وجود ندارد ، تا آن را از خود نفى كند ؛ زيرا خدا او را در حالى براى نوشتن برگزيد كه به شايستگى و امانتدارى او آگاهى داشت . بهعلاوه ، خدا مىفرمايد : « نزد من مجادله مكنيد » . با اينكه مجادله در روز قيامت ، تنها در ميان گناهكاران است كه برخى از آنان با برخى ديگر به جدال مىپردازند ، نه ميان آنان و ديگران . خدا مىفرمايد : « در آن روز دوستان غير از پرهيزكاران دشمن يكديگرند » . « 2 »
قالَ لا تَخْتَصِمُوا لَدَيَّ وَ قَدْ قَدَّمْتُ إِلَيْكُمْ بِالْوَعِيدِ .
اين خطاب از سوي خدا به گناهكار و همنشين او شيطان است و معناى آيه چنين مىباشد : برخى از شما نبايد به برخى ديگر بگويند : تو مرا گمراه كردى . ديگرى بگويد : من تو را گمراه نكردم . چون امروز ، روز حسابرسى و كيفر است و انسان نه از سخن گفتن و نه از چيزى ديگر سود نمىبرد ، مگر از كار شايستهاى كه انجام داده است و من شما را به اين كار فراخوانده و كسانى را كه مخالفت كردند ، نسبت به اين روز هشدار داده بودم ، ليكن شما كفر ورزيديد [ و فراخوانىام را نپذيرفتيد ] .
ما يُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَيَّ وَ ما أَنَا بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ .
مراد از واژهء « قول » دراينجا ، فرمان خداوند در آيهء پيشين به [ آن دو فرشته ] سائق و
هامش
( 1 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 36 .
( 2 ) . زخرف ( 43 ) آيهء 67 .