تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ .
خداوند به‌خاطر علمش به هرچيزى نزديك است ، چون هيچ‌چيزى نيست ، مگر آن كه از او سرچشمه گرفته است . بنابراين ، هيچ‌چيزى از او دور نيست . خداوند بدين سبب ، تنها از رگ گردن نام برده است كه از هر عضو ديگرى به انسان نزديك‌تر است . به‌علاوه ، زندگى انسان بدان بستگى دارد .
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ * ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ .
ظاهر آيه نشان مىدهد كه خداوند دو مراقب بر انسان مىگمارد : يكى از اين دو در سمت راست و ديگرى در سمت چپ مىنشيند و هر سخنى را كه انسان مىگويد ، ضبط مىكند . بسيارى از مفسران گفته‌اند : اين دو مراقب ، از فرشتگان هستند و يكى از آنها كارهاى نيك را مىنويسد و او همان است كه در سمت راست مىنشيند و ديگرى كارهاى زشت را مىنويسد و او در سمت چپ مىنشيند . مىتوان دو رقيب را چنين تفسير كرد كه اين دو كنايه از اين است كه انسان دربارهء آنچه مىگويد و انجام مىدهد مسئول است و او در هنگام حسابرسى نمىتواند حتّى يكى از گناهانش را پنهان كند و يا منكر شود ؛ زيرا دليل بر اثبات آن وجود دارد . از ديدگاه ما ، اين تفسير درست است ؛ زيرا با تفسير نخست كه ظاهر آيه بر آن دلالت دارد ، تلاقى مىكند و پسامد هردو يكى است . پرسش : خدا به‌خاطر آگاهى و مراقبتى كه دارد از مراقبت و مراقبان و نوشتن و نويسندگان بىنياز است . بنابراين ، هدف از گماشتن مراقبان چيست ؟ پاسخ : هدف آن است كه خداوند مىخواهد گناهكاران را مجاب كند و آنها براى منكرشدن گناهانشان هيچ چاره و وسيله‌اى نداشته باشند . آيه ، اشاره‌اى دور بدين نكته دارد كه قضاوت قاضى با علم خودش روا نمىباشد . به جلد ششم ، تفسير آيهء 20 از سورهء فصلت ، رجوع كنيد .
وَ جاءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذلِكَ ما كُنْتَ مِنْهُ تَحِيدُ .
« سَكْرَةُ الْمَوْتِ ؛
فرورفتن در مرگ و سختى آن » . اين سخن خدا :
« بِالْحَقِّ »
نشانگر آن است كه او در هنگام مرگ ،
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 224 | محمد جواد مغنية