چيره مىشود و در برخى ديگر از آنها ، بارقهء اميدى در دلهايشان سوسو مىزند .
به علاوه ، ممكن است درخواست كمك آنان از مالك جهنم به خاطر بيان شدّت عذابى باشد كه آنان را دربر گرفته است .
لَقَدْ جِئْناكُمْ بِالْحَقِّ وَ لكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كارِهُونَ .
كسانى كه از حق روى برمىتابند ، دو دستهاند : دستهء اوّل ، از حق روى مىگردانند ، به اين دليل كه نادان هستند . دستهء دوم ، از حق روى برمىتابند . به اين سبب كه حق با هوسها و خواستهايشان برخورد دارد و اين دستهء اخير ، بيشتر مردم را تشكيل مىدهند .
بيشتر مردمى كه در قيامت به جهنم مىروند به اين سبب است كه از حق روى برگردانيده و بدان عمل نكردهاند ، ليكن اندكى از آنان افرادى هستند كه در جستجوى آگاهى از حق كوتاهى كردهاند . بنابراين ، بيشتر مردم بدين سبب سزاوار عذابند كه حق را به خاطر برخورد آن با هوسهايشان رها كردهاند ، نه بر اثر آگاه نبودن از آن .
أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ .
ضمير « ابرموا » به مشركان برمىگردد و معناى آيه چنين مىباشد : مشركان هيچ توطئهاى را ضدّ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله طرحريزى نكردند ، مگر اينكه خداوند توطئه آنها را خنثى كرد . چنان كه با مشركان قريش چنين كرد ؛ هنگامى كه آنان گرد آمدند تا پيامبر را در بسترش ترور كنند .
أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَ نَجْواهُمْ بَلى وَ رُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ .
آنان مخفيانه توطئه مىكنند و مىپندارند كه خدا از آن آگاهى ندارد ، ليكن او از رازها و امور پنهان آگاهى دارد و او توطئهء خيانتكاران را خنثى مىكند .