تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 910

مساهمون:

ص٩١٠
كسى آنها را آفريده است ، مىگويند : اللّه . پس چرا از حق روى مىگردانند ؟ ( 87 ) و گفتارش اين بود : اى پروردگار من ! اينان مردمى هستند كه ايمان نمىآورند . ( 88 ) پس ، از آنها درگذر و بگو : ايمنى است شما را [ سلام بر شما ] . آرى به زودى خواهند دانست . ( 89 )

واژگان

يؤفكون : از حق روى مىگردانند . قيله : اين واژه و واژه « قوله » يك معنا دارند : گفتار او .

اعراب

« هو » مبتدا و « الّذى » خبر . « فى السّماء » متعلق به « إله » ؛ زيرا « إله » به معناى معبود است . « إله » خبر براى مبتداى محذوف : « هو إله فى السماء » . « قيله » بنابر حذف مضاف ، عطف است بر « و عنده علم الساعة » : « و عنده علم قيله ايضا » .

تفسير

قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِينَ .
صاحب مجمع البيان براى اين آيه ، پنج معنا ذكر كرده و بدون دليل ، سخن را به درازا كشانده است ، چون معناى آيه روشن است : اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله ! به كسى كه ادّعاى وجود فرزند براى خدا مىكند ، بگو : من هم با تو هستم ، مشروط بر اين‌كه اين ادّعايت را با دليل قطعى ثابت كنى . ليكن دليلى بر اثبات اين پندار وجود ندارد ، بلكه دليل برعكس آن و بر باطل بودن آن موجود است . از اين روى ، من از يكتاپرستانى هستم كه بر اين باورند : خدا نه زاده است و نه زاده شده . خلاصهء سخن آن‌كه : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اقرار خويش به پرستش خداوندى را كه مىزايد ، به محال تعليق كرده است و ترديدى وجود ندارد كه چيزى كه به محال تعليق مىشود ، همانند اين محال ، محال است . اين ، روش شناخته‌شده ميان عالمان در جدال و گفتگو