تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 875

مساهمون:

ص٨٧٥
آشكار نمىگردد از آن خداست ؟ ( 18 ) و فرشتگان را كه بندگان خدايند زن پنداشتند . آيا به هنگام خلقتشان آن‌جا حاضر بوده‌اند ؟ زودا كه اين شهادتشان را مىنويسند و از آنها بازخواست مىشوند . ( 19 ) و گفتند : اگر خداى رحمان مىخواست ما فرشتگان را نمىپرستيديم . آنچه مىگويند از روى نادانى است و جز به دروغ سخن نمىگويند . ( 20 ) آيا پيش از قرآن كتابى برايشان نازل كرده‌ايم كه اكنون بدان تمسّك مىجويند ؟ ( 21 ) بلكه مىگويند : پدرانمان آيينى داشتند و ما از پى آنها مىرويم . ( 22 ) بدين‌سان ، پيش از تو ، به هيچ قريه‌اى بيم‌دهنده‌اى نفرستاديم مگر آن‌كه ثروتمندان گفتند : پدرانمان آيينى داشتند و ما به اعمال آنها اقتدا مىكنيم . ( 23 ) گفت : حتّى اگر براى شما چيزى بياورم كه از آنچه پدرانتان را بر آن يافته بوديد هدايت‌كننده‌تر باشد ؟ گفتند : ما به آيينى كه شما را بدان فرستاده‌اند بىايمانيم . ( 24 ) پس ، از آنها انتقام گرفتيم . و بنگر كه عاقبت تكذيب‌كنندگان چگونه بوده است ؟ ( 25 )

واژگان

الجزء : در اين‌جا مراد از آن دختران است ؛ زيرا خدا بلافاصله مىفرمايد : « آيا او از ميان مخلوقاتش دختران را برگرفته است » . أصفاكم : به شما اختصاص داده است . مثلا : همانند . وجهه مسودّا : كنايه از غم و اندوه است . كظيم : خشمناك . الحلية : زيور زن ؛ دختر معمولا با زيور رشد مىكند و پرورش مىيابد . و هو فى الخصام غير مبين : بدون آگاهى جدال مىكند . أشهدوا : آيا حاضر بودند ؟ يخرصون : دروغ مىگويند .