تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 876

مساهمون:

ص٨٧٦

اعراب

« بنات » مفعول « اتّخذ » ، در اين جمله تقديم و تأخير صورت گرفته و در اصل چنين بوده است : « ام اتّخذ بنات مما يخلق » . « مسودا » خبر براى « ظلّ » . جملهء « و هو كظيم » حال مىباشد . « أو من ينشّأ » ، همزه براى انكار و سرزنش است و « من » مفعول براى فعل محذوف و مراد از آن دختر است : « أو قد جعل الانثى للّه ؛ آيا دختران را براى خدا قرار داده است » . « ان هم » ، « ان » نافيه . « كذلك » خبر براى مبتداى محذوف : « الامر مثل ذلك » .

تفسير

وَ جَعَلُوا لَهُ مِنْ عِبادِهِ جُزْءاً إِنَّ الْإِنْسانَ لَكَفُورٌ مُبِينٌ * أَمِ اتَّخَذَ مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ وَ أَصْفاكُمْ بِالْبَنِينَ .
مراد از « جزء » در اين‌جا فرزند است ؛ زيرا او پاره‌اى از تن پدرش مىباشد . امّا جملهء
« مِمَّا يَخْلُقُ بَناتٍ »
دليل پندار مشركان را مبنى بر اين‌كه خداوند پسرى دارد ، دربر دارد ، چون آفريده نمىتواند جزئى از آفريدگار باشد ، چنان كه خانه جزء سازنده‌اش نمىباشد و مشركان به اين دروغ هم بسنده نكردند ، بلكه دختران را كه خودشان دوست نداشتند به خدا اختصاص دادند و پسران را كه مورد محبّتشان بود به خودشان . نظير اين سخن در جلد سوم ، آيهء 100 از سورهء انعام ، جلد پنجم ، آيه 40 از سورهء اسراء ، و آيهء 152 از سورهء صافات بيان شد .
وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِما ضَرَبَ لِلرَّحْمنِ مَثَلًا ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ .
فاعل « ضرب » ضمير مستترى است كه به « احدهم » برمىگردد . خداوند پس از آن‌كه كسى را كه شرك آورده و گفته است : خدا فرزند دارد ، به كفر آشكار توصيف كرده است ، به نكوهش كسى مىپردازد كه هرگاه برايش دخترى به دنيا آيد ، گرفته و اندوهگين مىشود و در همين حال ، بر خدا دروغ مىبندد و مىگويد : او از آفريدگانش دختران را