تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 732

مساهمون:

ص٧٣٢
شهوت‌ها و هوس‌هاى نفسانى گفتند : خدا پس از يوسف تا روز قيامت ، هرگز پيامبرى را مبعوث نكند .
كَذلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُرْتابٌ .
خداوند هركس را كه دربارهء حق و خدا ترديد مىكند ، گمراه مىسازد . خدا گزافكار و شكّاك را گمراه مىكند ؛ زيرا او از هدايت بيرون رفته و با گزينش بد خويش در گمراهى و نابينايى نگونسار شده است .
الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ أَتاهُمْ .
مراد از
« الَّذِينَ يُجادِلُونَ . . . »
گزافكاران و شك‌آورندگانند . « آيات اللّه » : دلايل خدا بر اثبات يگانگى او و نبوّت پيامبران او . « السلطان » : حجّت و دليل . معناى آيه چنين است : جنايتكاران ، دلايل قطعى خداوند را به وسيلهء تمايل‌ها ، هوس‌ها و تقليد از پدران رد مىكنند .
كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا .
چه‌قدر ناپسند است كه جنايتكاران بدون آگاهى ، راهنمايى و كتابى روشنگر ، مجادله مىكنند .
كَذلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ .
هريك از دو ويژگى خودخواهى و ستمگرى عين يكى از عوامل مهر زدن بر قلب به شمار مىرود . مهر زدن در اين‌جا به خدا نسبت داده شده ؛ زيرا اوست كه خودخواهى را عامل كور شدن دل قرار داده ، چنان‌كه نادانى را عامل سرگردانى و دورى از حق و جستجو و تحقيق را عامل آگاهى و بيدارى قرار داده است .