تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 731

مساهمون:

ص٧٣١
كه فرعون گفت : « و جز به راه صواب راهنمايى نكنم » . مؤمن شايسته گفت : من هم آنچه را كه به شما گفتم ، تنها به خاطر ترس از چيزى بوده است كه به پيشينيان رسيد ؛ يعنى همان‌گونه كه آنان وقتى پيامبرانشان را تكذيب كردند ، نابود شدند ، شما هم نابود مىشويد ،
وَ مَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْماً لِلْعِبادِ ،
ليكن آنان خودشان بر خود ستم كردند و پيامبران خدا را تكذيب و با امر و نهى او مخالفت نمودند . مؤمن ، پس از آن‌كه آنان را از عذاب دنيا بيم داد ، از عذاب آخرت نيز بيم مىدهد و مىگويد :
وَ يا قَوْمِ إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنادِ ؛
من از عذاب قيامت بر شما بيم دارم ، آن‌گاه كه بانگ حق را بشنويد و از گورهايتان براى حسابرسى و دريافت كيفر برخيزيد .
يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ .
شما تلاش مىكنيد كه از عذاب سوزان بگريزيد ، ليكن اين كار محال است .
ما لَكُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ عاصِمٍ .
چگونه چنين باشد ، در حالى كه فرمان ، فرمان اوست ، نه چيزى مىتواند آن را برگرداند و نه چيزى مىتواند با آن به جدال برخيزد .
وَ مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَما لَهُ مِنْ هادٍ .
هركس را گمراهى در پيش گيرد ، خدا هم او را گمراه مىسازد و او كسى را نمىيابد كه راهنمايىاش كند ، كاملا همانند كسى كه زهر مىخورد و خدا او را مىميراند و او كسى را پيدا نمىكند كه زنده‌اش كند و يا شفايش دهد .
وَ لَقَدْ جاءَكُمْ يُوسُفُ مِنْ قَبْلُ بِالْبَيِّناتِ فَما زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِمَّا جاءَكُمْ بِهِ .
در اين‌جا مضاف حذف شد و در تقدير چنين بوده است : « جاء آباءكم » : يعنى اى مصرىها ! يوسف بر پدرانتان آمد و آنان دربارهء نبوّت او شك كردند ، همچنين ، شما در نبوّت موسى شك مىكنيد . در قاموس كتاب مقدّس آمده است كه در زبان عبرى ، يوسف به معناى يزيد [ - افزايش مىيابد ] است و مادرش او را بدين نام ، نام‌گذارى كرد ، تا فرزند ديگرى بر او افزوده شود و او در سنّ 110 سالگى از دنيا رفت .
حَتَّى إِذا هَلَكَ قُلْتُمْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ مِنْ بَعْدِهِ رَسُولًا .
اين جمله اشاره بدين مطلب دارد كه مصرىها با مردن يوسف شادمان شدند ، چون آنان از تكاليف الهى آزاد گشتند و بدون آگاهى و با انگيزهء