برخى از مفسران پاسخ دادهاند كه فرعون پس از ولادت موسى عليه السّلام از كشتن پسران دست برداشت و زمانى كه موسى به عنوان پيامبر برانگيخته شد ، فرعون بار ديگر كشتار پسران را از سرگرفت . اين نظريه نياز به اثبات دارد . دور نيست كه فرمان دوم كشتار ، ادامهء همان فرمان نخست باشد و اينكه سرپيچى از فرمان نخست به هيچ صورت روا نيست .
وَ ما كَيْدُ الْكافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلالٍ .
معناى اين آيه چنين است : « اين نيرنگهاى بد ، جز نيرنگبازان را دربر نگيرد . آيا جز سنّتى كه بر گذشتگان رفته است ، منتظر چيز ديگرى هستند ؟ » . « 1 »
وَ قالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسى وَ لْيَدْعُ رَبَّهُ .
اين آيه اشاره بدين نكته دارد كه برخى از اطرافيان فرعون به وى گفتند موسى را نكشد ؛ زيرا ممكن است پروردگار موسى از قاتل او انتقام بگيرد . فرعون گفت :
إِنِّي أَخافُ أَنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَنْ يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسادَ .
فرعون اصلاحگر است ؛ زيرا مىگويد : من پروردگار بلندمرتبهء شما هستم و خدايى جز خودم براى شما سراغ ندارم . موسى فسادگر است ؛ زيرا به آزادى انسان از بردگى انسان ديگر فرامىخواند . البتّه ، شگفتى ندارد ، چون اين عين همان منطق سلطهجويان ستمگر در هرزمان و مكان است .
وَ قالَ مُوسى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ مِنْ كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسابِ .
موسى از كسى به خداوند پناه مىبرد كه هم خودخواه است و هم از خدا و حسابرسى و مجازات او بيمى ندارد ؛ زيرا پستترين مردم ، كسى است كه اين دو خصلت پست را در خود گرد آورد .
وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ .
حق هيچگاه از يارىكننده خالى نيست ، هرچند اين يارى با گفتن يك سخن اخلاصمندانه باشد كه از راه آن ، طرفداران باطل و گمراهى را مجاب سازد . اين مرد از قوم فرعون بود كه به راستى و با يقين به خدا ايمان آورده بود ، ليكن
هامش
( 1 ) . فاطر ( 36 ) آيهء 43 .