چرك و خونابهء دوزخيان را بنوشند . ( 57 )
و شكنجههايى ديگر ، از هرنوع . ( 58 )
اين گروه با شما به آتش درمىآيند . خوشآمدشان مباد كه به آتش مىافتند . ( 59 )
گويند : نه ، خوش آمد شما را مباد . شما اين عذاب را پيشاپيش براى ما فرستاده بوديد ، چه بد جايگاهى است . ( 60 )
گويند : اى پروردگار ما ! هركس كه اين عذاب را پيشاپيش براى ما آماده كرده است عذابش را در آتش دوچندان افزون كن . ( 61 )
و گويند : چرا مردانى را كه از اشرار مىشمرديم اكنون نمىبينيم ؟ ( 62 )
آنان را به مسخره مىگرفتيم . آيا از نظرها دور ماندهاند ؟ ( 63 )
اين جدال اهل جهنم با يكديگر چيزى است كه به حقيقت واقع شود . ( 64 )
واژگان
مآب : بازگشتگاه .
عدن : اقامت گزيدن .
قاصرات الطرف : زنانى كه تنها به شوى خويش نظر دارند .
أتراب : همسالان .
المهاد : فرش .
الحميم : داغ .
الغسّاق : چرك بدبو .
أزواج : رنگها .
فوج : گروهى فراوان .
اعراب
« جنّات عدن » بدل از « حسن مآب » . « مفتحة » حال از « جنّات عدن » . « الابواب » نايب فاعل . « متكئين » حال از ضمير « لهم » . « قاصرات » و « أتراب » صفت براى مبتداى محذوف : « عندهم حور قاصرات . . . » « من » از لحاظ اعراب زايد است و « نفاد » مبتدا و