وَ خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً فَاضْرِبْ بِهِ وَ لا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّابٌ .
مفسران مىگويند : هنگامى كه ايوّب در بستر افتاده بود ، به دليل اختلافى كه معمولا ميان مرد و همسرش رخ مىدهد بر همسرش خشم گرفت . ازاينرو ، سوگند ياد كرد كه اگر خدا او را بهبود بخشد ، همسرش را كتك بزند . پس از آنكه خدا وى را بهبود بخشيد ، به وى دستور داد كه همسرش را با دستهاى از شاخهها و امثال آن يكبار بزند و از اين راه به سوگندش عمل كند .
آيه هيچگونه اشارهاى به زن ايّوب و يا ديگران ندارد . با اين وجود ، ما نظريه مفسران را انكار نمىكنيم ؛ زيرا در آيه مسئله خلف سوگند و كتك زدن مطرح شده است و ترديدى نيست كه خلاف كردن ، فرع بر سوگند و لازمهء كتك زدن ، وجود كتك خورده است . انسانى كه در بستر افتاده [ - بيمار ] است با اندكچيزى ناراحت مىشود ، به ويژه اگر اين چيز از خانوادهاش سر بزند . بنابراين ، ممكن است كه ايّوب نيز بر كتك زدن همسرش هنگامى كه كوچكترين عملى را از او ديد - سوگند ياد كرده باشد . - در نتيجه ، نظرگاه مفسران دور به نظر نمىرسد .
پرسش : سخن خداوند :
« خُذْ بِيَدِكَ ضِغْثاً . . . »
نشان مىدهد كه در شريعت قرآن ، حيله جايز است . به رغم اينكه همين قرآن حيلهء بنى اسرائيل در شكار ماهيان را به شدّت محكوم كرده است . چنانكه در آيهء 163 از سورهء اعراف مىگويد : « آنگاه كه در روز شنبه سنّت مىشكستند ؛ زيرا در روزى كه شنبه مىكردند ماهيان آشكار بر روى آب مىآمدند و روزى كه شنبه نمىكردند نمىآمدند . اينان را كه مردمى نافرمان بودند اين چنين مىآزموديم » .
پاسخ : اوّلا ، اينگونه كتك زدن تنها به ايوّب اختصاص دارد و تمامى سوگند خورندگان را دربر نمىگيرد و در غير اين صورت ، سنّت نبوى آن را بيان مىكرد و علما هم برطبق آن فتوا مىدادند .
ثانيا : اين حيله به خاطر رحمت و انسانيّت است ، نه حيلهاى عليه حق و انسانيّت .