« له » خبر . « هذا » مبتدا و خبرش محذوف مىباشد : « هذا شأنهم » . « انّ للطّاغين » جملهء مستأنفه . « جهنّم » بدل از « شرّ مآب » . « هذا » مبتدا و « حميم » خبر آن و « غسّاق » عطف بر آن است . « آخر » مبتدا و « من شكله » خبر آن و جمله ، خبر براى مبتداى اوّل .
« لا مرحبا » نفرين بر آنهاست و منصوب به فعل محذوف مىباشد كه به تعبير ابو حيان اندلسى اضمارش واجب است : « لا تأتون رحبا وسعة » . « سخريّا » مفعول دوم براى « اتّخذناهم » . « لحقّ » خبر « انّ » . « تخاصم » خبر براى مبتداى محذوف : « هو تخاصم اهل النار » .
تفسير
هذا ذِكْرٌ .
« هذا » به ستايش كسانى اشاره دارد كه خداى سبحان از آنان در آيات پيشين نام برد ؛ مانند ابراهيم ، اسماعيل ، داوود ، سليمان و ديگران . « ذكر » ، يعنى شرافتى كه نسلهاى بشرى از آن ياد مىكنند .
وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ .
كسى كه تقوا پيشه كند ، در دنيا از نام نيك و در آخرت از پاداش و خشنودى خدا برخوردار مىشود .
پاداش خدا عبارت است از :
جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ .
آنان به سلامت وارد بهشت مىشوند . نه كسى از آنها مىپرسد و نه دربانى مانع ورودشان مىشود .
مُتَّكِئِينَ فِيها يَدْعُونَ فِيها بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَ شَرابٍ .
پرهيزگاران از خوراك ، نوشيدنى و فرشها بهرهمند مىشوند و بالاتر از همهء اينها از زنان سپيدروى و درشتچشمى كام مىگيرند كه جز به شوهران خويش نگاه نمىكنند . نظير اين سخن در آيهء 41 از سورهء صافات و مابعدش بيان شد .
هذا ما تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسابِ .
هيچ مانعى از آن خوبىهايى كه خدا وعده كرده ، وجود ندارد [ - خداوند يقينا به وعدهاش وفا مىكند ] .
إِنَّ هذا لَرِزْقُنا ما لَهُ مِنْ نَفادٍ .
اين روزى ما تمامشدنى نيست ، بلكه تا ابد باقى خواهد بود : زندگى جاودانه و نعمتى هميشگى .
هذا وَ إِنَّ لِلطَّاغِينَ لَشَرَّ مَآبٍ .
كاملا بر خلاف آنچه براى