بيابانهاى سوريه باشد و برخى بر اين باورند كه آن منطقهء حوران كنونى است » .
إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الشَّيْطانُ بِنُصْبٍ وَ عَذابٍ .
صدها قرن مىگذرد و مردم همچنان به مصيبتهاى ايّوب مثل مىزنند و پيرامون آن افسانهها مىبافند . اين آيه و آيهء 83 از سورهء انبياء نشان مىدهد كه ايّوب گرفتار زيان جانى و مالى شد . . . و او اين گرفتارىها را به شيطان نسبت داد و همين امر گروهى از مفسران را واداشت كه داستانى با عنوان « ايوّب و شيطان » بسازند . هركس كه ميان داستان اين مفسران و آنچه در سفر ايّوب از كتاب تورات آمده ، مقايسه كند ، مىفهمد كه اينان قرآن را با اسرائيليات تفسير مىكنند . خلاصهء داستان عهد قديم و مفسران اين است كه خداوند شيطان را بر ايوّب مسلّط كرد ، تا ايمان وى را بيازمايد . ازاينرو ، اموال او را از بين برد و خاندانش را به هلاكت رسانيد و زمانى كه شيطان در اين جهت شكست خورد ، به جسم او زيان وارد كرد ، ليكن باز هم شكست خورد .
آيه ، آشكارا نشان مىدهد كه شيطان ايّوب را به رنج و زحمت افكند ، ليكن دربارهء مقدار و چگونگى آن سكوت اختيار كرده است . ما نيز دربارهء آنچه خدا دربارهء آن سكوت اختيار كرده سخن نمىگوييم و به تحقيق و كاوش نمىپردازيم . اگر خداوند ما را مكلّف مىساخت ، آن را بيان مىكرد و چون بيان نكرده ، پس تكليفى وجود ندارد . ما به داستان ايوّب ، در جلد پنجم ، اشاره كرديم .
ارْكُضْ بِرِجْلِكَ هذا مُغْتَسَلٌ بارِدٌ وَ شَرابٌ .
ايّوب ، به خدا پناه برد و از مصيبتى كه به وى رسيده بود به او شكايت برد . خداوند دعاى او را مستجاب كرد و دستور داد كه با پايش بر زمين بكوبد تا آب سردى بيرون آيد و خود را بدان شستوشو دهد و از آن بياشامد و با اجازهء خدا بهبودى پيدا خواهد كرد و اينچنين هم شد .
وَ وَهَبْنا لَهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنَّا وَ ذِكْرى لِأُولِي الْأَلْبابِ .
خدا ايوّب را شفا داد و از فرزندان و نوادگان ، دو برابر آنچه از دست داده بود ، به وى عنايت كرد . نظير اين آيه در جلد پنجم ، آيهء 84 از سورهء انبياء بيان شد .