يكى از دو مدّعى حكم صادر كرد ، متوجه شد كه پيش از ارائه دليل از سوى مدعى حكم را صادر كرده است . بدين سبب ، پشيمان شد و از خدا درخواست آمرزش كرد .
فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ
خداوند داوود را آمرزيد ، چون او از نخستين كسانى است كه به سوى طاعت و خشنودى خدا شتافتند .
در كتاب عيون الاخبار نوشتهء شيخ صدوق آمده است : كسى از امام رضا عليه السّلام دربارهء داستان داوود و اوريا و همسرش پرسيد ؟ امام عليه السّلام آنچه را كه مردم به داوود نسبت مىدهند ، نفى كرد . پرسشكننده گفت : خطاى او چه بوده است ، اى فرزند پيامبر خدا ؟ ! امام به وى پاسخ مفصّلى داد كه در بخشى از آن آمده است : داوود [ در صدور حكم ] بر ضدّ مدّعى عليه شتاب كرد و گفت : « او كه ميش تو را از تو مىخواهد تا به ميشهاى خويش بيفزايد بر تو ستم مىكند » . او از مدّعى نخواست كه گواه بياورد و به مدّعى عليه هم توجّه نكرد تا به وى بگويد : تو چه مىگويى ؟ اين عمل داوود از لحاظ رسم داورى يك خطا محسوب مىشود و خطاى او همين بود ، نه آنچه مردم مىگويند .
مگر نمىشنوى كه خدا مىگويد : « اى داوود ! ما تو را خليفهء روى زمين گردانيديم . در ميان مردم به حق داورى كن و از پى هواى نفس مرو » .
پرسش : چگونه داوود بدون خواستن گواه به نفع مدّعى حكم صادر كرد ، با اينكه پيامبران از خطا و گناه معصوم هستند ؟
پاسخ : عصمت بدين معنا نيست كه معصوم سرشتى دارد كه از لحاظ ويژگىها و غرايز با سرشت مردم تفاوت دارد . هرگز چنين نيست ، چون او هم انسان است ، بلكه معناى عصمت آن است كه خداوند به معصوم لطف دارد و هيچگاه او را به حال خود رها نمىكند . به عنوان نمونه ، هرگاه انسانى تلاش كند كه او را از راه زيبايى خويش فريب دهد ، خداوند معصوم را پيش از آنكه در دام او بيفتد ، از حقيقت وى آگاه مىكند و اين امر ، در عمل براى داوود اتفاق افتاد .
صاحب يك گوسفند با روشى كه مهربانى و دلسوزى را برمىانگيخت او را فريب