اعراب
« فيضلّك » منصوب به « ان » كه در جواب نهى در تقدير است . مصدر ريخته شده [ - مؤوّل ] مبتدا و خبرش محذوف است : فإضلالك كائن . « باطلا » صفت براى مفعول مطلق محذوف : خلقا باطلا . « كتاب » در تقدير ، هذا كتاب است . « ليدبروا » در اصل ، « ليتدبروا » بوده است همانند « ليتذكر » ، سپس تا به دال تبديل و سپس در دال ادغام شده است .
تفسير
يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ .
هرانسانى كه به وجود آمده و يا خواهد آمد ، جانشين خدا در زمين است ، بدين معنا كه او در پيشگاه خدا دربارهء عملش در اين زندگى كه بايد براى نيكى دنيا و آخرت انجام شود ، معناى جانشينى انسان در زمين هركس كه باشد همين است . تفاوت ميان افراد ، در نوع عملى است كه از وى پرسيده مىشود . چه ، از هركس برحسب توان و وظيفهاش خواسته مىشود . از آنجا كه وظيفهء پيامبران مژده و هشدار دادن است ، تا براى مردم حجتى بر خداوند نباشد ، بر آنان واجب است كه به حق در ميان مردم داورى كنند و مردم نيز بايد از آنان فرمان ببرند .
فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى .
چه ، مقام نبوّت بهطور طبيعى ايجاب مىكند كه در ميان مردم به حق داورى كنند . به بيانى ديگر : خداى سبحان براى وحى خويش كسى را برمىگزيند كه به حق ايمان بياورد و بدان عمل كند و در حق او هرگونه خطا امكانناپذير باشد .
فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ .
بدبختترين مردم كسى است كه با مولايش مخالفت و از هواى نفسش پيروى كند . در حديث آمده است : « آنچه بيش از هرچيزى