13 از سورهء ذاريات آمده است :
« يَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ يُفْتَنُونَ ؛
روزى كه آنان در آتش عذاب مىشوند » .
امّا « شجرة الزقوم » را خداوند چنين بيان كرده است :
إِنَّها شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ * طَلْعُها كَأَنَّهُ رُؤُسُ الشَّياطِينِ * فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْها فَمالِؤُنَ مِنْهَا الْبُطُونَ .
واژهء « زقّوم » از اين سخن عرب گرفته شده است : « تزقم الطعام » ؛ يعنى غذا را با نفرت مىخورى . وقتى غذا را با ناراحتى بخورى ، به زقّوم تبديل مىشود . در تفسير طبرى آمده است : وقتى اين آيه نازل شد ، ابو جهل با حالت تمسخر گفت : من زقوم را براى شما مىآورم . آنگاه مقدارى كره و خرما آورد و گفت : بگيريد و بخوريد . اين ، همان زقّومى است كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله شما را بدان مىترساند . « رؤوس الشياطين » كنايه از زشتى و شكل ترسناك آن است . كسى گفته است : درخت زقّوم كنايه از بدى عذاب است و ما هم ايرادى بر او نداريم .
ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْها لَشَوْباً مِنْ حَمِيمٍ .
« الشوب » : درهم آميختن . « الحميم » : داغ .
معناى آيه چنين است : آنان زقّوم را مىخورند و از آب صديد ؛ مىآشامند . صديد يعنى چرك مخلوط با خون : « پشت سرش جهنم است تا در آنجا بهجاى آب ، چرك و خونش بخورانند » . « 1 »
ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ
مراد از « مرجعهم » ، آخرين محلّ سكونت و قرارگاه دايمى آنان است و معناى جمله چنين مىباشد : خوراك آنها زقّوم ، نوشيدنى آنها چرك و خون و جايگاهشان جهنم است . امّا لباس آنان ، آيهء 50 از سوره ابراهيم بدان اشاره مىكند : « جامههاشان از قطران است » .
هامش
( 1 ) . ابراهيم ( 14 ) آيهء 16 .