تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
نيست . ( 58 ) جز آن مرگ نخستين ؟ و ديگر عذابمان نمىكنند ؟ ( 59 ) هرآينه اين است كاميابى بزرگ . ( 60 ) عمل‌كنندگان بايد براى چنين پاداشى عمل كنند . ( 61 ) آيا خودش را اين بهتر يا درخت زقّوم ؟ ( 62 ) ما آن درخت را براى ابتلاى ستمكاران پديد آورده‌ايم . ( 63 ) درختى است كه از اعماق جهنم مىرويد . ( 64 ) ميوه‌اش همانند سرهاى شياطين است . ( 65 ) دوزخيان از آن مىخورند و شكم انباشته مىسازند . ( 66 ) سپس بر سر آن آميزه‌اى از آب سوزان مىنوشند . ( 67 ) سپس بازگشتشان به همان جهنم است . ( 68 )

واژگان

قرين : همراه ، همنشين . مدينون : حسابرسى مىشويم ، كيفر داده مىشويم . مطّلعون : بر بلندى قرار داريد . سواء الجحيم : ميانهء جهنم . تردين : مرا به هلاكت افكنى . محضرين : از احضار گرفته شده است . « احضره » ؛ يعنى او را حاضر كرد . گفته‌اند : « احضر » تنها در بدى به كار مىرود . نزل : آنچه براى شخص واردشونده آماده كنند . الزقّوم : درختى كه در داخل جهنم قرار دارد ، چنان‌كه خدا گفته است . برخى گفته‌اند : عرب‌ها همتايى را براى اين درخت در دنيا مىشناسند و آن بسيار تلخ است و در منطقهء تهامه وجود دارد . الطّلع : اوّلين چيزى كه از غنچهء خوشهء درخت خرما بيرون مىزند . رؤوس الشياطين : كنايه از زشتى چهره است . الشوب : درهم آميختن چيز با ديگرى . الحميم : داغ .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 556 | محمد جواد مغنية