تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 50

مساهمون:

ص٥٠
قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَ كَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها قالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ .
مراد از « صرح » در اين‌جا كاخ و مقصود از « لجّة » آب فراوان است و « ممرّد » ؛ يعنى صاف و « قوارير » به معناى شيشه است . ظاهر آيه نشان مىدهد كه سليمان داراى كاخى بوده از شيشهء صاف و آب از زير آن جريان داشته است . زمانى كه بلقيس وارد كاخ شد ، شيشه را به خاطر اين‌كه خيلى صاف و تميز بود ، نديد . از اين‌روى ، او پاچه‌هايش را بالا زد تا به ميان آب رود . سليمان به او گفت : اين شيشه صاف است و آب از زير آن جريان دارد .
قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
او به سبب كفر بر خودش ستم كرد ، سپس توبه كرد و اسلام آورد و چه خوب اسلام آورد .