و هدفهايشان برخورد داشت و خصومت ميان دو گروه از همينجا ناشى مىشد و اگر موضوع منافع در ميان نبود ، گروه دوم به گروه نخست مىگفتند : شما را دينى است و ما را دينى . [ و ديگر عاملى براى خصومت وجود نداشت ] .
قالَ يا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ .
صالح به تكذيبكنندگان هشدار داد كه اگر بر گمراهى و دشمنى پاى فشارند ، عذاب الهى به سراغ آنها خواهد آمد . آنها با ريشخند گفتند :
اگر راست مىگويى آنچه به ما وعده دادهاى بياور - چنانكه در آيهء 77 از سورهء اعراف آمده است - صالح با كمال مهربانى و ملايمت به آنان گفت : چرا به آمدن عذاب خدا شتاب مىكنيد ، درحالىكه او بدان شتاب نكرده و مدّت درازى به شما مهلت داده است ، تا از گمراهيتان دست برداريد . بنابراين ، براى شما بهتر آن است كه به سوى او بازگرديد و از او بخواهيد كه رحمتش را شامل حالتان بگرداند كه بزرگوار ، آمرزنده و مهربان است و توبه شما را مىپذيرد و شما را مشمول آمرزش و رحمت خويش مىگرداند .
قالُوا اطَّيَّرْنا بِكَ وَ بِمَنْ مَعَكَ .
« التطير ؛ فال بد زدن » . صالح پس از آنكه آنان را به خدا فراخواند و آنان از دعوت او روى برتافتند ، به بيمارى و خشكسالى گرفتار شدند . از اين روى ، صالح ، دعوت او و كسانى را كه به وى ايمان آورده بودند ، به فال بد گرفتند .
قالَ طائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ ؛
يعنى آن بلايى كه بر شما نازل شده ، به ارادهء خداوندى است كه تمامى اسباب به او پايان مىپذيرد . نظير اين سخن در جلد سوم در آيهء 31 از سورهء اعراف بيان شد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فال نيك زدن را دوست مىداشت ؛ زيرا در آن انتظار كشيدن بلاست . در حديث آمده است : « هرگاه فال بد زدى از آن درگذر و هرگاه حسد ورزيدى ستم مكن و هرگاه گمان بردى جستجو مكن » .
بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ ؛
شما هم با آسايش مورد امتحان قرار مىگيريد و هم با سختى ، تا كارهاى شما كه موجب پاداش و يا مجازات مىشود آشكار گردد .