تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
تخت بلقيس دگرگون مىشود

[ سوره النمل ( 27 ) : آيات 41 تا 44 ]

قالَ نَكِّرُوا لَها عَرْشَها نَنْظُرْ أَ تَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لا يَهْتَدُونَ ( 41 ) فَلَمَّا جاءَتْ قِيلَ أَ هكَذا عَرْشُكِ قالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَ أُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِها وَ كُنَّا مُسْلِمِينَ ( 42 ) وَ صَدَّها ما كانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنَّها كانَتْ مِنْ قَوْمٍ كافِرِينَ ( 43 ) قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَ كَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها قالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ( 44 )

[ ترجمه ]

گفت : تختش را دگرگون كنيد ، ببينيم آن را بازمىشناسد يا از آنهاست كه باز نتواند شناخت . ( 41 ) چون آمد گفتندش : آيا تخت تو چنين بود ؟ گفت : گويى همان است . و ما پيش از اين آگاه شده بوديم و تسليم بوده‌ايم . ( 42 ) و او را از هرچه جز خداى يكتا مىپرستيد ، بازداشت ؛ زيرا او در زمره كافران بود . ( 43 ) گفتندش : به صحن قصر درآى ، چون بديدش پنداشت كه آبگيرى ژرف است و دامن از ساق‌هايش برگرفت . سليمان گفت : اين صحنى است از آبگينه . [ ملكه سبا ] گفت : اى پروردگار من ! من بر خويشتن ستم كرده‌ام و اينك با سليمان در برابر پروردگار جهانيان تسليم شدم . ( 44 )

واژگان

تنكير الشىء : دگرگون كردن چيز از يك حالت به حالت ديگر .