طلب خونش برخيزد ، بگوييم : ما به هنگام هلاكت كسان او آنجا نبودهايم ، و ما راستگفتاريم . ( 49 )
و غافل بودهاند كه اگر آنها حيلهاى انديشيدهاند ما نيز حيلهاى انديشيدهايم . ( 50 )
بنگر كه عاقبت مكرشان چه شد : ما آنها و قومشان را به تمامى هلاك كرديم . ( 51 )
آن خانههاى آنهاست كه به كيفر ظلمى كه مىكردند خالى افتاده است . در آن ، دانايان را عبرتى است . ( 52 )
و آنهايى را كه ايمان آورده بودند و پرهيزگار بودند ، نجات داديم . ( 53 )
واژگان
السيّئة : در اينجا مراد عذاب است .
الحسنة : مراد از اين واژه رحمت است .
اطّيّرنا : به فال بد گرفتهايم .
الرهط : از سه تا نه مرد .
خاوية : خالى .
اعراب
« صالحا » بدل از « أخاهم » . « إذا » فجائيه و مابعدش مبتدا و خبر . « تقاسموا » فعل امر ؛ يعنى برخى از آنان به برخى ديگر گفتند : سوگند بخوريد . « كيف » خبر « كان » و « عاقبة » اسم آن . مصدر « أنّا دمّرناهم » بدل از « عاقبة » .
تفسير
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ .
اين آيه در سورهء اعراف ، آيهء 73 و آيهء 61 از سورهء هود بيان شد .
فَإِذا هُمْ فَرِيقانِ يَخْتَصِمُونَ ؛
ثمود به دو گروه تقسيم شدند : گروهى به حق ايمان آوردند و گروهى آن را تكذيب كردند ؛ زيرا با منافع