تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
آگاهانيد ، چاره جز اطاعت نيافت و همراه اطرافيانش به سوى سليمان حركت كرد و تخت باشكوه خود را كه سپاهيان و پاسداران از آن حفاظت مىكردند ، برجاى گذاشت . هنگامى كه سليمان از آمدن بلقيس آگاه شد ، خواست نشانه‌اى از نبوّت و عظمت خود را به او نشان دهد و اين نشانه و معجزه ، به دست آوردن تخت او باشد كه نماد عزّت و فرمانروايىاش بود . از اين روى ، از حاضران پرسيد ، « كدام‌يك از شما تخت او را برايم مىآورد » .
قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ .
خداوند سبحان باد را به تسخير سليمان درآورده بود به گونه‌اى كه برطبق فرمان او حركت مىكرد . بىترديد اين يك معجزه خارق العاده است . پرندگان را رام او كرده بود كه زير فرمانش بودند و اين هم معجزه است . همچنين خداوند برخى از انسيان و جنّيان را در ميان سپاهيان او قرار داد كه نسبت به زمان خودشان كارهاى شگفت‌انگيزى انجام مىدادند . اين گروه ، سپاهيان سليمان را همراهى مىكردند و به‌سان افراد فنّى و كارشناس كه امروز يك ارتش جنگنده به آنها نياز دارد به آنان يارى مىرساندند ، تا بر دشمن پيروز گردند و درخواست سليمان از آنان مبنى بر اين‌كه تخت بلقيس را در چند لحظه نزد او بياورند ، اشاره به همين مطلب دارد ، به رغم اين‌كه وى فاصله جايگاه تخت با جايگاه خودش را مىدانست [ كه چه‌قدر زياد است ] . يكى از جنّيان به او گفت : من اين تخت را سالم و همان‌گونه كه هست برايت مىآورم ، درحالىكه تو اين‌جا نشسته‌اى .
قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ .
بنابراين ، پيروزى از آن اين شخص شد ؛ چرا كه او با قدرت دانشى كه در اختيار داشت ، توانست عرش درخواست شده را در يك لحظه ، نه در چند لحظه بياورد . آنچه گفته شد ، چيزى است كه ظاهر آيه نشان مىدهد ، امّا پرسشى كه مطرح مىشود اين است : آن‌كس كه از علم كتاب بهره‌اى داشت ، كه بود ؟ آيا او از فرشتگان