پرندگان را برايم رام كرده است . آيا در پرستش مال و ارج نهادن بدان ، مرا با خودتان قياس مىكنيد ؟
اين سخن ، ما را به ياد قريش مىاندازد ، آنگاه كه به گفتگو با پيامبر صلّى اللّه عليه و إله پرداختند و به او گفتند : اگر هدفت از اين كار به دست آوردن ثروت است ، آنقدر برايت ثروت فراهم مىكنيم كه از همهء ما ثروتمندتر شوى و اگر هدفت فرمانروايى است ، ما تو را فرمانرواى خود قرار مىدهيم . زمانى كه آنها از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نااميد شدند ، به عمويش ابو طالب رجوع كردند ، تا وى پسر برادرش را به پذيرش فرمانروايى و ثروت قانع سازد و تهديد كردند كه در غير اين صورت ، با او خواهند جنگيد . پيامبر خدا در پاسخ به آنان ، اين سخن معروف خود را بيان فرمود : « اى عمو ! به خدا سوگند اگر آنان خورشيد را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهند ، براى اينكه من از اين دين دست بردارم [ چنين نخواهم كرد ] تا اينكه خداوند آن را پيروز گرداند و يا آنچه را من دارم در اين راه نابود كند » .
ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ .
خطاب در « ارجع » براى رئيس هيئتى است كه هديه آورده بودند و معناى آيه چنين مىباشد : تو و همراهانت با آنچه كه آوردهايد ، برگرديد و به قومتان بگوييد :
ما به زودى با ارتشى به جنگشان خواهيم آمد كه از انسيان و جنّيان و پرندگان تشكيل يافته است كه نه آنان و نه ديگران توان مقاومت در برابر اين ارتش را ندارند . هدهد پيشتر ، سخن ملكه خطاب به قومش را نقل كرده بود : « پادشاهان چون به قريهاى درآيند ، تباهش مىكنند و عزيزانش را ذليل مىسازند . آرى چنين كنند » . از اين روى ، سليمان با قاطعيّت به آن پيك گفت : « و به خوارى و خفّت از آنجا - از كشورشان - بيرونشان مىكنيم » .
قالَ يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ .
زمانى كه هيئت از نزد سليمان به سوى بلقيس بازگشت و او را از آنچه شنيده و ديده بود