خبر براى مبتداى محذوف است . « مختلف الوانه » صفت براى مبتداى محذوف ؛ يعنى : « جنس مختلف الوانه » . « كذلك » ، كاف به معنى مثل ، صفت براى مفعول مطلق محذوف ؛ يعنى : « اختلافا مثل ذلك » .
تفسير
وَ ما يَسْتَوِي الْأَعْمى وَ الْبَصِيرُ * وَ لَا الظُّلُماتُ وَ لَا النُّورُ * وَ لَا الظِّلُّ وَ لَا الْحَرُورُ * وَ ما يَسْتَوِي الْأَحْياءُ وَ لَا الْأَمْواتُ .
مراد از اعمى ، كسى است كه از راه حق و هدايت منحرف شود و متضاد آن بصير است . ظلمات ، كنايه از گمراهى و نادانى و نور ، كنايه از دانش و هدايت مىباشد . ظل ، به بهشت اشاره دارد و « حرور » به جهنم . مراد از احياء ، كسانى هستند كه داراى دلهاى زندهاى مىباشند كه به سخنان گوش فرامىدهند و از بهترين آنها پيروى مىكنند و ضدّ آن اموات ؛ يعنى مردگان است . معناى آيه چنين است : كسى كه ايمان بياورد و اصلاح كند با كسى كه كافر شود و فساد كند ، در پيشگاه خدا و در واقع برابر نمىباشند ، بلكه تفاوت ميان اين دو ، عين تفاوت ميان نابينا و بينا ، روشنى و تاريكى ، جهنم و بهشت و زندگى و مرگ است .
إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَنْ يَشاءُ وَ ما أَنْتَ بِمُسْمِعٍ مَنْ فِي الْقُبُورِ * إِنْ أَنْتَ إِلَّا نَذِيرٌ .
سخن خداوند بر دلهاى كسانى كه حق را به خاطر حق مىخواهند و بدان گوش فرا مىدهند تا به آن عمل كنند تأثير مىگذارد . امّا كسانى كه چيزى آنها را به حركت در نمىآورد ، مگر منافع ويژه آنان و تنها برحسب همين منافع عمل مىكنند ، به سخن او گوش نمىدهند و خداى حكيم هم ايشان را به هدايت مجبور نمىسازد . چه ، در غير اين صورت ، پاداش و مجازات از بين مىرفت . نظير اين آيه در جلد چهارم ، آيهء 42 از سورهء يونس و آيهء 80 از سورهء نمل بيان شد .
إِنَّا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِّ بَشِيراً وَ نَذِيراً .
خداوند محمّد صلّى اللّه عليه و آله را با دلايل كافى و وافى فرستاد ، تا مردم را به سوى حق فراخواند و گواهى بر مردم باشد . او هم رسالتهاى