تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 468

مساهمون:

ص٤٦٨
ميانشان آمده بودند ، تكذيب كرده‌اند . ( 25 ) سپس آنهايى را كه كفر ورزيدند فروگرفتم ، عقوبت من چگونه بود ؟ ( 26 ) آيا نديده‌اى كه خدا از آسمان باران فرستاد و بدان ميوه‌هاى گوناگون رويانيديم ؟ و از كوه‌ها راه‌ها پديد آورديم : سفيد و سرخ و رنگارنگ و به غايت سياه . ( 27 ) همچنين از مردم و جنبندگان و چارپايان گوناگون . هرآينه از ميان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مىترسند . و خدا پيروزمند و آمرزنده است . ( 28 )

واژگان

استوى هذا و ذاك : آن دو برابرند . الظل : سايه . الظلال : چيزى كه بر تو سايه افكند . الحرور : باد گرم . المحرور : گرم‌شده از درون ، حرارت حشم و امثال آن‌كه از درون چيزى بيرون مىآيد . الجدد : به ضم جيم جمع جدّة باز هم به ضم جيم ؛ يعنى راه و جاده از رنگ‌هاى گوناگون . غرابيب : جمع غربيب ؛ يعنى سياه تيره . در بحر المحيط چنين آمده است : گفته مىشود : اسود حلكوك و اسود غربيب ، هردو يعنى بسيار سياه و تيره .

اعراب

« إن » نافيه . « من » از لحاظ اعراب زايد . « أمة » مبتدا و جملهء « خلا » خبر آن . « مختلفا » صفت براى « ثمرات » و « الوانها » فاعل « مختلف » . « من الجبال جدد » مبتدا و خبر . « بيض » و « حمر » صفت براى « جدد » . « مختلف الوانها » صفت براى « حمر » . « بيض » موصوف و صفت آن مختلف است كه حذف شده و اين از باب حذف اوّل بر اثر دلالت دوم بر آن است و معنايش چنين مىباشد : جاده‌هاى سفيدرنگ در شدّت و ضعف سفيدى با يكديگر تفاوت دارند . « من الناس » و مابعدش متعلق به محذوف و
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 468 | محمد جواد مغنية