مىافزايد و آفتاب و ماه را رام كرد . هريك تا زمانى معيّن در حركتند . اين است خدا پروردگار شما . فرمانروايى از آن اوست . چيزهايى را كه سواى او به خدايى مىخوانيد حتى مالك پوست ميان هسته خرمايى هم نيستند . ( 13 )
و اگر آنها را بخوانيد ، صدايتان را نمىشنوند و اگر بشنوند ، پاسختان نگويند و در روز قيامت شرك آوردنتان را انكار كنند . و هيچكس همانند خداى آگاه ، خبردارت نسازد . ( 14 )
اى مردم ! همه شما به خداوند نيازمنديد . اوست بىنياز و ستودنى . ( 15 )
اگر بخواهد شما را از ميان مىبرد و مردم تازه مىآورد ( 16 )
و اين كار بر خدا دشوار نيست . ( 17 )
هيچكس بار گناه ديگرى را بر دوش نكشد . و اگر گرانبارى ، كسى را به حمل بار خود فراخواند ، هرچند خويشاوند او باشد ، از حمل آن سر باززند . تو فقط كسانى را مىترسانى كه از پروردگارشان ، ناديده ، بيمناكند و نماز مىگزارند . و هركه پاك شود براى خود پاك شده و سرانجام همه به سوى خداست . ( 18 )
واژگان
عذب : شيرين و بالذّت .
السائغ : چيزى به آسانى از گلو عبور كند .
ملح اجاج : بسيار شور .
مواخر : جمع « ماخرة » ؛ يعنى كشتى كه آب را بشكافد . مىگويند : « مخرت السفينة ؛ كشتى روان شد » .
قطمير : پوستهء نازك بر روى هستهء خرما كه آن را در ميان گرفته است .
الوزر : گناه .
المثقلة النفس : كسى كه گناهان او را سنگين كرده باشد .
اعراب
« شرابه » فاعل « سائغ » . جملهء « تلبسونها » صفت براى « حلية » . مصدر مؤوّل از