تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 460

مساهمون:

ص٤٦٠

واژگان

يبور : از يوار به معناى هلاكت گرفته شده است . أزواجا : اصناف ، همچون سياه و سفيد ، زنان و مردان . المعمر : كسى كه عمرى دراز دارد .

اعراب

« جميعا » حال از « العزة » . « مكر » مبتدا و « هو » ضمير فصل و جملهء « يبور » خبر آن است . « من معمّر » « من » از لحاظ اعراب زايد و « معمّر » نايب فاعل براى « يعمّر » . نايب فاعل « لا ينقص » محذوف است : « لا ينقص شىء من عمره » . « فى كتاب » متعلق به محذوف و خبر براى مبتداى محذوف : « الّا هو كائن فى كتاب » .

تفسير

وَ اللَّهُ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ فَتُثِيرُ سَحاباً فَسُقْناهُ إِلى بَلَدٍ مَيِّتٍ فَأَحْيَيْنا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها كَذلِكَ النُّشُورُ .
نظير اين آيه در جلد سوم ، آيهء 57 از سورهء اعراف بيان شد .
مَنْ كانَ يُرِيدُ الْعِزَّةَ فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِيعاً .
عزّت درواقع از آن خدا و دين خداست و با اين دو انسان عزيز مىشود و هركس كه عزّت را از غير خدا بخواهد خوار مىگردد . ابن عربى در الفتوحات مىگويد : عزّت حق از ذات خود اوست . چه ، خدايى جز او نيست . عزّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از خداست و عزّت مؤمنان از خدا و پيامبر او مىباشد . بنابراين ، عزّت مؤمنان با عزيز داشتن و دوست داشتن خداست ؛ يعنى براى فرع ثابت مىشود آنچه براى اصل ثابت است . اگر مسلمانان در اين دوره زبون شده‌اند ، بدين سبب است كه عزّت را از غير خدا مىخواهند ، درحالىكه در گذشته تعداد مسلمانان كمتر از امروز بود ، ليكن امروز آنان
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 460 | محمد جواد مغنية