تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
بهره‌اى داشت گفت : من ، پيش از آن‌كه چشم برهم زنى ، آن را نزد تو مىآورم . چون آن را نزد خود ديد ، گفت : اين بخشش پروردگار من است ، مرا بيازمايد كه سپاسگزارم يا كافر نعمت . پس هركه سپاس گويد ، براى خود گفته است و هركه كفران ورزد پروردگار من بىنياز و كريم است . ( 40 )

واژگان

لا قبل لهم : طاقت آن را نداشته باشند . العرش : تخت شاهى . العفريت : نيرنگباز ، هوشيار .

اعراب

« فلمّا جاء » . فاعل « جاء » محذوف است كه سخن ملكه :
« وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ »
بر آن دلالت مىكند و در تقدير چنين است : « فلمّا جاء الرسول سليمان » . « فما آتانى » « ما » مبتدا و « خير » خبر . « أذلّة » حال از ضمير غايب در « لنخرجنّهم » و جملهء « هم صاغرون » حال است .

تفسير

فَلَمَّا جاءَ سُلَيْمانَ قالَ أَ تُمِدُّونَنِ بِمالٍ فَما آتانِيَ اللَّهُ خَيْرٌ مِمَّا آتاكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بِهَدِيَّتِكُمْ تَفْرَحُونَ .
هيئت نمايندگى ملكه هديه را براى سليمان آورد ، هديه‌اى نفيس و گران‌بها . وقتى سليمان اين هديه را ديد ، به افرادى كه آن را آورده بودند ، گفت : من شما را به خدا فراخواندم و شما برايم مال آورديد ؟ من ، همان‌طور كه شما مىبينيد ، از اين چيزهايى كه برايم آورده‌ايد فراوان در اختيار دارم و حتّى خداوند چيزى به من بخشيده كه باارزش‌تر از مال است : او به من نعمت نبوّت و دانش را داده ، باد و جنّيان و