تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠
است .
قالُوا سُبْحانَكَ أَنْتَ وَلِيُّنا مِنْ دُونِهِمْ
خدايا تو سرور ما هستى و آنان دشمنان ما مىباشند و ما از آنها بيزارى مىجوييم .
بَلْ كانُوا يَعْبُدُونَ الْجِنَّ أَكْثَرُهُمْ بِهِمْ مُؤْمِنُونَ
گروهى از مفسران مىگويند مراد از جن در اين‌جا شياطين است و آنها پرستش غير خدا چونان فرشتگان و ديگران را در نظر مشركان زيبا جلوه دادند . گروه ديگر مىگويند : پرستش جن در نزد عرب‌ها يك امر شناخته شده بوده است . بنابراين نظرگاه ، آيه بر ظاهرش مىباشد و انگيزه‌اى براى تأويل آن وجود ندارد و تفاوت نمىكند كه مقصودش از پرستش‌شوندگان عرب ، جنيان باشند و يا ديگران كه مشركان بر اثر زينت بخشيدن شياطين ، به پرستش آنها مىپرداختند . چه ، هدف اصلى آيه ، نفى شريك از خدا و نفى شفاعت‌كننده در پيشگاه اوست مگر آن‌كه او خود اجازه اين كار را بدهد و نيز پناهگاهى جز او وجود ندارد . ازاين‌رو ، خداوند پس از اين جمله مىفرمايد :
فَالْيَوْمَ لا يَمْلِكُ بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ نَفْعاً وَ لا ضَرًّا .
بنابراين ، در هنگام حسابرسى ، نه فرشتگان مىتوانند براى خودشان كارى انجام دهند ، نه آدميان و نه جنّيان ، تا چه رسد به اين‌كه براى ديگران بتوانند كارى كنند ؟ پادشاهى و ستايش ، تنها از آن خداست و او بر هرچيزى توانا مىباشد .
وَ نَقُولُ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا ذُوقُوا عَذابَ النَّارِ الَّتِي كُنْتُمْ بِها تُكَذِّبُونَ .
آنان گفتند : نه بهشت است ، نه آتش و ما ايمان نمىآوريم ، مگر اين‌كه آن دو را آشكارا ببينيم . خداوند هم خواستهء آنان را اجابت مىكند و آنها را در عذابش مىسوزاند . اين آيه ، مرا به ياد گفته كسى انداخت كه مىگويد : هيچ دانش و شناختى نيست ، مگر از راه ديدن و تجربه حتى در مورد چيزهايى كه قابل ديدن و حس نمىباشند .