تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 424

مساهمون:

ص٤٢٤
ذلِكَ جَزَيْناهُمْ بِما كَفَرُوا وَ هَلْ نُجازِي إِلَّا الْكَفُورَ .
ما آنان را با تهيدستى كيفر داديم كه بدترين كيفر است . در روايتى آمده است : « نادارى مرگ سرخ است » . در روايت ديگرى آمده است : « نادارى نزديك است كه انسان را به كفر بكشاند » . در روايت سوم آمده است : « تهيدستى باعث روسياهى در دو جهان است » . امام على عليه السّلام به فرزندش محمّد بن حنفيه فرمود : « تهيدستى از دين مىكاهد - انسان را به معصيت خدا وامىدارد - انديشه را دچار حيرت مىكند و دشمنى مىآورد » .
وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتِي بارَكْنا فِيها قُرىً ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ .
ضمير « بينهم » به قوم سبأ برمىگردد و مراد از قرى ، قريه‌هاى شام است - چنان‌كه مفسران گفته‌اند : خداوند با آب ، درختان ، گياهان و ميوه‌ها به اين قريه‌ها بركت داده بود . « ظاهرة » ؛ يعنى اين قريه‌ها آن‌قدر به يكديگر نزديك بودند كه برخى از آنها برخى ديگر را مىديدند .
« قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ » :
مراحل سفر ميان يك قريه و قريه ديگر را تقسيم كرديم ، به قسمى كه مسافر در بامدادان در يكى از آنها و در شامگاهان در ديگرى قرار داشت . آيه ، وضعيّت قوم سبأ را پيش از خراب شدن سد توصيف مىكند . معناى آيه چنين است : يكى از نعمت‌ها و بركت‌هاى خداوند بر اين قوم اين بود كه هرگاه يكى از آنان قصد سفر داشت ، در كمال آسايش و امنيّت به سفر مىرفت و از هيچ‌كس بر جان و مالش نمىهراسيد و توشه‌اى به همراه خويش برنمىداشت و از گرسنگى و تشنگى نمىترسيد . ليكن گمراهيشان بر آنان غلبه كرد ، نعمت آنها را سرگشته و عافيت خسته‌شان نمود .
فَقالُوا رَبَّنا باعِدْ بَيْنَ أَسْفارِنا
ميان ما و قريه‌ها ، فلات‌ها و بيابان‌هاى بىآب قرار بده ، تا بر مركب‌ها سوار شويم و در سفرها با خود توشه برداريم . چنان‌كه بنى اسرائيل از نعمت من و سلوى خسته شدند و به موسى گفتند : « از پروردگارت بخواه تا براى ما از آنچه از زمين مىرويد ؛ چون سبزى و خيار و سير و عدس و پياز