در تفسير مراغى آمده است :
محققان معاصر ، دربارهء اين سد ترديد داشتند ، تا اينكه يك خاورشناس فرانسوى به نام « ارنو » توانست در سال 1843 شهر مأرب را كشف كند و آثار آن را ببيند . او نقشهء اين شهر را ترسيم و آن را در يك مجلّه فرانسوى ، سال 1874 منتشر كرد . آنگاه پس از وى « هاليوى » و « گلازر » از مأرب ديدن كردند و گزارش اين دو نفر دربارهء اين شهر با آنچه ارنو گفته بود همخوانى داشت .
تفسير
لَقَدْ كانَ لِسَبَإٍ فِي مَسْكَنِهِمْ آيَةٌ جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ كُلُوا مِنْ رِزْقِ رَبِّكُمْ وَ اشْكُرُوا لَهُ بَلْدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ
« آية » ؛ يعنى دلالت و نشانهء نعمتهاى فراوان پروردگار در آن سرزمين .
« جَنَّتانِ عَنْ يَمِينٍ وَ شِمالٍ » ،
كنايه از سرسبزى و شكوفايى در جاىجاى اين كشور است ؛ طورى كه اگر كسى از سرزمين سبأ عبور مىكرد ، به هرسوى كه مىرفت ، نعمتها را در چپ و راست مشاهده مىكرد . خداى سبحان با زبان پيامبران و فرستادگانش به قوم سبا ؛ يعنى به ساكنان اين سرزمين پاك و پرنعمت دستور داد كه از نعمتهاى او بهره گيرند و او را سپاسگزارند و به يگانگى او اعتراف كنند .
فَأَعْرَضُوا فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ سَيْلَ الْعَرِمِ وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيلٍ .
قوم سبا از نعمت خدا . براى مخالفت با او كمك گرفتند و با بخشش او از عبادتش بىنياز شدند . از اين روى ، خداوند با زبان پيامبرانش به آنها هشدار داد . ليكن آنها از اين هشدارها سود نبرده و از اندرزها و پندها بهرهمند نشدند .
خداوند ، سيل عظيمى را بر آنان فرستاد كه سد را خراب و محصولات و دامهاى آنان را نابود كرد و باغهاى پرمحصول و بستانهاى بزرگ آنها را به درختانى بىفايده تبديل كرد ، نظير درخت شورهگز و سدر و ديگر گياهانى كه در بيابان مىرويند كه جز حيوانى گرسنه و يا انسانى كه فقر و نادارى او را بيمار كرده باشد ، بدان تمايل ندارد .