تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 421

مساهمون:

ص٤٢١
آبادان و بر سر راه پديد آورديم . و منزل‌هايى برابر معين كرديم . در آن راه‌ها شب‌ها و روزها ايمن از گزند ، سفر كنيد . ( 18 ) بر خويشتن ستم كردند و گفتند : اى پروردگار ما ! منزلگاه‌هاى ما را از هم دور گردان . ما نيز افسانه روزگارشان گردانيديم و سخت پراكنده‌شان ساختيم و در اين عبرت‌هاست براى شكيبايان سپاسگزار . ( 19 ) شيطان گمان خود را دربارهء آنان درست يافت . و جز گروهى از مؤمنان ، ديگران از او پيروى كردند . ( 20 ) و شيطان را بر آنان تسلطى نبود ، مگر آن‌كه مىخواستيم بدانيم كه چه كسانى به قيامت ايمان دارند و چه كسانى از آن در شك هستند . و پروردگار تو نگهبان هرچيزى است . ( 21 )

واژگان

سبأ : قبيله‌اى از عرب است كه به نام پدرشان كه از او به وجود آمدند ، ناميده شدند . العرم : به كسر راء . برخى گفته‌اند : سدى است كه آب را نگه مىدارد و آب بالا مىآيد و كشت را سيراب مىكند . الأكل : ميوه خوردنى . الخمط : درخت اراك . الأثل : شوره‌گز .

اعراب

« آية » اسم « كان » و « لسبأ » خبر آن و « فى مسكنهم » متعلّق به چيزى است كه « لسبأ » بدان متعلّق است . « جنّتان » بدل از « آية » . « عن يمين و شمال » صفت براى « جنّتين » . « كلوا » ؛ يعنى : « يقال لهم كلوا » . « بلدة طيبة » خبر براى مبتداى محذوف : « هذه بلدة طيبة » . « جنّتين » مفعول دوم براى « بدّلناهم » . « ذواتى » صفت براى « جنّتين » . « خمط » بدل از « أكل » . « أثل » عطف است بر « أكل » . « ذلك » جانشين مفعول مطلق براى جزيناهم : « ذلك الجزاء جزيناهم » . « سيروا » ؛ يعنى به آنان گفته مىشود : « سيروا » . « كلّ
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 421 | محمد جواد مغنية