كسانى نهفته است كه تلاش مىكنند ميان نصوص دينى و دانش جديد گرد آورند و همچنين در مراسم خشك مذهبى و انحراف كسانى نهفته است كه خود را به استعمار و فئودالها بخشيدهاند و با نام دين ، ستمگرى و بهرهكشى را توجيه مىكنند . . . اگر تمامى رهبران دينى نسبت به دين اخلاص داشته باشند ، آن را درست بفهمند و همانطور كه بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و عيسى عليه السّلام نازل شده براى مردم بيان كنند و به قيمت اندك نفروشند ، ما هيچ منتقد و يا مزدورى را پيدا نخواهيم كرد كه از اسلام و مسيحيّت خرده بگيرند و ايجاد شك كنند . از غمهايى كه دل را خون مىكند آن است كه گروهى به دروغ و طفيلى نام دين را مىبرند و گروهى ديگر به تخريب و تحريف حقايق آن پرداختهاند . البتّه ، مزد كار خود را نيز از دشمنان دين و انسانيّت دريافت كردهاند .
عكس العمل نويسنده در مقابل اين دو گروه ، نگارش كتاب نقد الفكر الدينى و امثال آن بوده است .
برخى مىگويند : خود اين نويسنده نيز مزدور بيگانگان است . در هرصورت ، دين چه گناهى دارد وقتى كه فرصتطلبان از آن بهرهبردارى و طفيلىها از آن كسب نام و نشان مىكنند ؟ شايسته بود كه اين نويسنده به دين بهسان نيرويى مىنگريست كه انسان را به زندگى برتر سوق مىدهد و دين از هرچيزى كه بر خلاف خرد و يا يكى از حقايق زندگى در تضاد باشد ، منزّه و پاك است . اگر اين نويسنده ، چنين هدفى را دنبال مىكرد ، گواهان فراوانى در كتاب خدا و سنّت پيامبرش و نيز در تاريخ اسلام و مسلمانان مىيافت و به اين حقيقت ، دهها تن از دانشمندان شرق و غرب غيرمسلمان اعتراف كردهاند .
به جلد اوّل ، بخش : « قرآن و دانش جديد » ، جلد سوم ، بخش : « دين و دعوت به زندگى » و جلد پنجم ، بخش : « اسلام دين فطرت » رجوع كنيد .
التفسير الكاشف ( تفسير كاشف ) ( فارسى ) — صفحة 419
مساهمون: محمد جواد مغنية
ص٤١٩